finances

[ایالات متحده]/ˈfaɪnænsɪz/
[بریتانیا]/ˈfaɪnænsɪz/

ترجمه

n. دارایی‌ها؛ منابع مالی

عبارات و ترکیب‌ها

personal finances

مالی شخصی

manage finances

مدیریت امور مالی

company finances

مالی شرکت

improve finances

بهبود وضعیت مالی

review finances

بررسی امور مالی

state finances

مالیات ایالتی

جملات نمونه

we need to carefully manage our finances to avoid debt.

ما باید به دقت امور مالی خود را مدیریت کنیم تا از بدهی اجتناب کنیم.

the company's finances are in a strong position this year.

امور مالی شرکت امسال در موقعیت خوبی قرار دارد.

she is responsible for overseeing the family's finances.

او مسئولیت نظارت بر امور مالی خانواده را بر عهده دارد.

he analyzed the company's finances to identify areas for improvement.

او امور مالی شرکت را تجزیه و تحلیل کرد تا زمینه‌های قابل بهبود را شناسایی کند.

the government is concerned about the country's public finances.

دولت در مورد امور مالی عمومی کشور نگران است.

they reviewed their personal finances and created a budget.

آنها امور مالی شخصی خود را بررسی کردند و یک بودجه تنظیم کردند.

understanding personal finances is crucial for long-term security.

درک امور مالی شخصی برای امنیت بلندمدت بسیار مهم است.

the university's finances depend on student tuition fees.

امور مالی دانشگاه به هزینه های تحصیلات دانشجویی بستگی دارد.

he has extensive experience in corporate finances.

او تجربه گسترده ای در امور مالی شرکتی دارد.

the project's finances were approved by the board of directors.

امور مالی پروژه توسط هیئت مدیره تایید شد.

they are seeking investment to improve their business finances.

آنها به دنبال سرمایه گذاری برای بهبود امور مالی کسب و کار خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید