dehors

[ایالات متحده]/dɪˈɔː/
[بریتانیا]/dɪˈhɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prep. بیرون; خارج از

عبارات و ترکیب‌ها

dehors la maison

بیرون خانه

dehors le bureau

بیرون اداره

dehors le parc

بیرون پارک

dehors l'école

بیرون مدرسه

dehors la voiture

بیرون ماشین

dehors le jardin

بیرون باغ

dehors la ville

بیرون شهر

dehors la fenêtre

بیرون پنجره

dehors le bâtiment

بیرون ساختمان

dehors la porte

بیرون در

جملات نمونه

we enjoyed a picnic dehors in the park.

ما از پیک نیک بیرون از پارک لذت بردیم.

the children played dehors while the sun was shining.

بچه‌ها در حالی که خورشید می‌تابید بیرون بازی کردند.

she prefers to work dehors to enjoy the fresh air.

او ترجیح می‌دهد بیرون کار کند تا از هوای تازه لذت ببرد.

let's meet dehors for a cup of coffee.

بیایید بیرون برای یک فنجان قهوه ملاقات کنیم.

he loves reading dehors under the trees.

او عاشق خواندن بیرون زیر درختان است.

they set up their tent dehors for the camping trip.

آنها چادر خود را بیرون برای سفر کمپینگ برپا کردند.

we had dinner dehors on the terrace.

ما شام را بیرون در تراس خوردیم.

the dog likes to lie dehors in the sun.

سگ دوست دارد بیرون در آفتاب دراز بکشد.

she often jogs dehors in the morning.

او اغلب صبح‌ها بیرون می‌دود.

he enjoys painting paysages dehors.

او از نقاشی пейзаж بیرون لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید