deific

[ایالات متحده]/dɪˈɪfɪk/
[بریتانیا]/dɪˈɪfɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. الهی؛ خدایی

عبارات و ترکیب‌ها

deific power

قدرت الهی

deific qualities

ویژگی‌های الهی

deific presence

حضور الهی

deific being

وجود الهی

deific essence

ذات الهی

deific nature

طبع الهی

deific influence

نفوذ الهی

deific light

نور الهی

deific wisdom

حکمت الهی

deific love

عشق الهی

جملات نمونه

the deific nature of the ancient gods fascinated many scholars.

طبیعت الهی خدایان باستانی بسیاری از محققان را مجذوب خود کرد.

in many cultures, the deific figures are worshipped daily.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، تصاویر الهی به طور روزانه مورد پرستش قرار می‌گیرند.

she spoke of the deific qualities of love and compassion.

او درباره ویژگی‌های الهی عشق و شفقت صحبت کرد.

the artist aimed to capture the deific essence of nature in her paintings.

هنرمند قصد داشت جوهر الهی طبیعت را در نقاشی‌های خود به تصویر بکشد.

many believe that the deific presence can be felt in sacred places.

بسیاری معتقدند که حضور الهی را می‌توان در مکان‌های مقدس احساس کرد.

his speech was filled with deific references and metaphors.

سخنرانی او مملو از ارجاعات و استعارات الهی بود.

the deific powers attributed to the ancient kings were often exaggerated.

قدرت‌های الهی که به پادشاهان باستانی نسبت داده می‌شدند اغلب اغراق‌آمیز بودند.

they believed that the deific intervention was necessary for a good harvest.

آنها معتقد بودند که دخالت الهی برای برداشت خوب ضروری است.

her poetry often explored deific themes and divine inspiration.

شعر او اغلب مضامین الهی و الهام الهی را بررسی می‌کرد.

the festival celebrated the deific attributes of the main deity.

جشنواره ویژگی‌های الهی ایزد اصلی را جشن گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید