shipping expeditor
وسیله حمل و نقل
customs expeditor
وسیله حمل و نقل گمرکی
expeditor service
خدمات وسيله حمل و نقل
expeditor role
نقش وسيله حمل و نقل
expeditor agent
نماینده وسيله حمل و نقل
expeditor company
شرکت وسيله حمل و نقل
logistics expeditor
وسیله حمل و نقل لجستیک
expeditor fees
هزینه های وسيله حمل و نقل
expeditor network
شبکه وسيله حمل و نقل
expeditor contact
تماس با وسيله حمل و نقل
the expeditor ensured timely delivery of the goods.
گزارشگر اطمینان حاصل کرد که تحویل کالاها به موقع انجام شود.
we hired an expeditor to streamline our shipping process.
ما یک گزارشگر استخدام کردیم تا فرآیند حمل و نقل خود را ساده کنیم.
the role of the expeditor is crucial in logistics.
نقش گزارشگر در تدارکات بسیار مهم است.
an experienced expeditor can save the company money.
یک گزارشگر با تجربه می تواند در هزینه های شرکت صرفه جویی کند.
the expeditor coordinated with multiple suppliers.
گزارشگر با چندین تامین کننده هماهنگی کرد.
our expeditor is responsible for tracking shipments.
گزارشگر ما مسئول پیگیری محموله ها است.
effective communication is key for an expeditor.
ارتباط موثر برای یک گزارشگر ضروری است.
the expeditor resolved issues quickly to avoid delays.
گزارشگر به سرعت مشکلات را حل کرد تا از تاخیر جلوگیری کند.
training is essential for an expeditor's success.
آموزش برای موفقیت یک گزارشگر ضروری است.
our expeditor built strong relationships with carriers.
گزارشگر ما روابط قوی با شرکت های حمل و نقل ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید