delicatesse wash
شویی لباسهای نفیس
delicatesse lingerie
لباسهای نفیس زنانه
handle delicatesse
تعامل با لباسهای نفیس
delicatesse cycle
چرخه لباسهای نفیس
delicatesse fabric
پارچه لباسهای نفیس
delicatesse detergent
پاککننده لباسهای نفیس
washing delicatesse
شویی لباسهای نفیس
delicatesse items
آیتمهای لباسهای نفیس
protect delicatesse
حفاظت از لباسهای نفیس
delicatesse bag
کیف لباسهای نفیس
she has a delicate sense of humor.
او حس طنز آمیز نرمی دارد.
the chef is known for his delicate sauces.
شکیف به خاطر سس های نرم خود معروف است.
handle the fabric with a delicate touch.
به پارچه با لمس نرمی برسید.
the flower's fragrance was incredibly delicate.
بوی گل بسیار نرم بود.
he presented a delicate argument in favor of the proposal.
او یک استدلال نرم را در حمایت از پیشنهاد ارائه داد.
the dancer moved with a delicate grace.
نوازنده با یک گرایش نرم حرکت کرد.
the painting featured a delicate watercolor wash.
این نقاشی از یک رنگ آمیز آبی نرم برخوردار بود.
she enjoys creating delicate floral arrangements.
او لذت می برد از ایجاد تزئینات گلی نرم.
the antique clock has a delicate mechanism.
ساعت قدیمی دارای مکانیزم نرم است.
the pastry chef specializes in delicate pastries.
شکیف نانوایی به خاصیت نانهای نرم می باشد.
the film's plot was a delicate balance of comedy and drama.
داستان فیلم یک تعادل نرم از کمدی و درامای بود.
delicatesse wash
شویی لباسهای نفیس
delicatesse lingerie
لباسهای نفیس زنانه
handle delicatesse
تعامل با لباسهای نفیس
delicatesse cycle
چرخه لباسهای نفیس
delicatesse fabric
پارچه لباسهای نفیس
delicatesse detergent
پاککننده لباسهای نفیس
washing delicatesse
شویی لباسهای نفیس
delicatesse items
آیتمهای لباسهای نفیس
protect delicatesse
حفاظت از لباسهای نفیس
delicatesse bag
کیف لباسهای نفیس
she has a delicate sense of humor.
او حس طنز آمیز نرمی دارد.
the chef is known for his delicate sauces.
شکیف به خاطر سس های نرم خود معروف است.
handle the fabric with a delicate touch.
به پارچه با لمس نرمی برسید.
the flower's fragrance was incredibly delicate.
بوی گل بسیار نرم بود.
he presented a delicate argument in favor of the proposal.
او یک استدلال نرم را در حمایت از پیشنهاد ارائه داد.
the dancer moved with a delicate grace.
نوازنده با یک گرایش نرم حرکت کرد.
the painting featured a delicate watercolor wash.
این نقاشی از یک رنگ آمیز آبی نرم برخوردار بود.
she enjoys creating delicate floral arrangements.
او لذت می برد از ایجاد تزئینات گلی نرم.
the antique clock has a delicate mechanism.
ساعت قدیمی دارای مکانیزم نرم است.
the pastry chef specializes in delicate pastries.
شکیف نانوایی به خاصیت نانهای نرم می باشد.
the film's plot was a delicate balance of comedy and drama.
داستان فیلم یک تعادل نرم از کمدی و درامای بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید