delicatesse

[ایالات متحده]/[ˈdelɪkəsi]/
[بریتانیا]/[ˈdelɪkəsi]/

ترجمه

adj. ظریف؛ نازک
n. رفتار یا مهارت ظریف و لطیف؛ یک گران‌بهای خاص؛ غذای لطیف

عبارات و ترکیب‌ها

delicatesse wash

شویی لباس‌های نفیس

delicatesse lingerie

لباس‌های نفیس زنانه

handle delicatesse

تعامل با لباس‌های نفیس

delicatesse cycle

چرخه لباس‌های نفیس

delicatesse fabric

پارچه لباس‌های نفیس

delicatesse detergent

پاک‌کننده لباس‌های نفیس

washing delicatesse

شویی لباس‌های نفیس

delicatesse items

آیتم‌های لباس‌های نفیس

protect delicatesse

حفاظت از لباس‌های نفیس

delicatesse bag

کیف لباس‌های نفیس

جملات نمونه

she has a delicate sense of humor.

او حس طنز آمیز نرمی دارد.

the chef is known for his delicate sauces.

شکیف به خاطر سس های نرم خود معروف است.

handle the fabric with a delicate touch.

به پارچه با لمس نرمی برسید.

the flower's fragrance was incredibly delicate.

بوی گل بسیار نرم بود.

he presented a delicate argument in favor of the proposal.

او یک استدلال نرم را در حمایت از پیشنهاد ارائه داد.

the dancer moved with a delicate grace.

نوازنده با یک گرایش نرم حرکت کرد.

the painting featured a delicate watercolor wash.

این نقاشی از یک رنگ آمیز آبی نرم برخوردار بود.

she enjoys creating delicate floral arrangements.

او لذت می برد از ایجاد تزئینات گلی نرم.

the antique clock has a delicate mechanism.

ساعت قدیمی دارای مکانیزم نرم است.

the pastry chef specializes in delicate pastries.

شکیف نانوایی به خاصیت نانهای نرم می باشد.

the film's plot was a delicate balance of comedy and drama.

داستان فیلم یک تعادل نرم از کمدی و درامای بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید