subtlety

[ایالات متحده]/'sʌt(ə)ltɪ/
[بریتانیا]/'sʌtlti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرافت؛ تیزی؛ ذکاوت.

جملات نمونه

the textural subtlety of Degas.

ظرافت بافتی دگا

subtlety is not his métier.

ظرافت در حیطه او نیست.

the survey shows subtlety and penetration.

نظرسنجی ظرافت و نفوذ را نشان می‌دهد.

the subtleties of English grammar.

ظرافت‌های دستور زبان انگلیسی.

a concert performance cannot reproduce all the subtleties of a recording.

اجرای کنسرت نمی‌تواند تمام ظرافت‌های یک ضبط را بازتولید کند.

I think the translator missed some of the subtleties of the original.

فکر می‌کنم مترجم برخی از ظرافت‌های متن اصلی را از دست داده است.

under his sledgehammer direction, anything of subtlety is swamped.

تحت رهبری چکش‌مانند او، هر چیزی که ظرافت داشته باشد، غرق می‌شود.

A pencil board will have to be drawn boldly so that the subtleties of design will not be lost in xeroxing.

یک تخته مداد باید با شجاعت طراحی شود تا ظرافت های طراحی در هنگام کپی برداری از بین نرود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید