deloused pets
حیوانات خانگی شپشزدا
deloused children
کودکان شپشزدا
deloused hair
موهای شپشزدا
deloused animals
حیوانات شپشزدا
deloused clothing
لباسهای شپشزدا
deloused environment
محیط شپشزدا
deloused areas
مناطق شپشزدا
deloused facilities
امکانات شپشزدا
deloused bedding
ملسولههای شپشزدا
deloused products
محصولات شپشزدا
the dog was deloused before being adopted.
سگ قبل از اینکه به فرار درآورد، شپش زدایی شد.
after the outbreak, all the children were deloused.
پس از شیوع، همه کودکان شپش زدایی شدند.
the hotel deloused the bedding for the guests' safety.
هتل به دلیل ایمنی مهمانان، ملحفه ها را شپش زدایی کرد.
the veterinarian deloused the stray cats.
دامپزشک گربه های ولگرد را شپش زدایی کرد.
before the camping trip, we deloused our gear.
قبل از سفر کمپینگ، وسایل خود را شپش زدایی کردیم.
they deloused the animals at the shelter regularly.
آنها به طور منظم حیوانات پناهگاه را شپش زدایی می کردند.
it is essential to delouse pets to prevent infestations.
برای جلوگیری از آلودگی، شپش زدایی حیوانات خانگی ضروری است.
the farm workers deloused the livestock after the inspection.
کارگران مزرعه پس از بازرسی، دام ها را شپش زدایی کردند.
we learned how to delouse our clothes properly.
ما یاد گرفتیم که چگونه به درستی لباس های خود را شپش زدایی کنیم.
the school implemented a policy to delouse students.
مدرسه سیاستی را برای شپش زدایی دانش آموزان اجرا کرد.
deloused pets
حیوانات خانگی شپشزدا
deloused children
کودکان شپشزدا
deloused hair
موهای شپشزدا
deloused animals
حیوانات شپشزدا
deloused clothing
لباسهای شپشزدا
deloused environment
محیط شپشزدا
deloused areas
مناطق شپشزدا
deloused facilities
امکانات شپشزدا
deloused bedding
ملسولههای شپشزدا
deloused products
محصولات شپشزدا
the dog was deloused before being adopted.
سگ قبل از اینکه به فرار درآورد، شپش زدایی شد.
after the outbreak, all the children were deloused.
پس از شیوع، همه کودکان شپش زدایی شدند.
the hotel deloused the bedding for the guests' safety.
هتل به دلیل ایمنی مهمانان، ملحفه ها را شپش زدایی کرد.
the veterinarian deloused the stray cats.
دامپزشک گربه های ولگرد را شپش زدایی کرد.
before the camping trip, we deloused our gear.
قبل از سفر کمپینگ، وسایل خود را شپش زدایی کردیم.
they deloused the animals at the shelter regularly.
آنها به طور منظم حیوانات پناهگاه را شپش زدایی می کردند.
it is essential to delouse pets to prevent infestations.
برای جلوگیری از آلودگی، شپش زدایی حیوانات خانگی ضروری است.
the farm workers deloused the livestock after the inspection.
کارگران مزرعه پس از بازرسی، دام ها را شپش زدایی کردند.
we learned how to delouse our clothes properly.
ما یاد گرفتیم که چگونه به درستی لباس های خود را شپش زدایی کنیم.
the school implemented a policy to delouse students.
مدرسه سیاستی را برای شپش زدایی دانش آموزان اجرا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید