deloused

[ایالات متحده]/dɪˈlaʊst/
[بریتانیا]/dɪˈlaʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. از شپش خلاص شدن

عبارات و ترکیب‌ها

deloused pets

حیوانات خانگی شپش‌زدا

deloused children

کودکان شپش‌زدا

deloused hair

موهای شپش‌زدا

deloused animals

حیوانات شپش‌زدا

deloused clothing

لباس‌های شپش‌زدا

deloused environment

محیط شپش‌زدا

deloused areas

مناطق شپش‌زدا

deloused facilities

امکانات شپش‌زدا

deloused bedding

ملسوله‌های شپش‌زدا

deloused products

محصولات شپش‌زدا

جملات نمونه

the dog was deloused before being adopted.

سگ قبل از اینکه به فرار درآورد، شپش زدایی شد.

after the outbreak, all the children were deloused.

پس از شیوع، همه کودکان شپش زدایی شدند.

the hotel deloused the bedding for the guests' safety.

هتل به دلیل ایمنی مهمانان، ملحفه ها را شپش زدایی کرد.

the veterinarian deloused the stray cats.

دامپزشک گربه های ولگرد را شپش زدایی کرد.

before the camping trip, we deloused our gear.

قبل از سفر کمپینگ، وسایل خود را شپش زدایی کردیم.

they deloused the animals at the shelter regularly.

آنها به طور منظم حیوانات پناهگاه را شپش زدایی می کردند.

it is essential to delouse pets to prevent infestations.

برای جلوگیری از آلودگی، شپش زدایی حیوانات خانگی ضروری است.

the farm workers deloused the livestock after the inspection.

کارگران مزرعه پس از بازرسی، دام ها را شپش زدایی کردند.

we learned how to delouse our clothes properly.

ما یاد گرفتیم که چگونه به درستی لباس های خود را شپش زدایی کنیم.

the school implemented a policy to delouse students.

مدرسه سیاستی را برای شپش زدایی دانش آموزان اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید