dematerialising

[ایالات متحده]/[ˌdiːˈmætɪrɪəzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˌdiːˈmæt̬əˌrɪəlaɪzɪŋ]/

ترجمه

adj. در حال دگرگونی مادی؛ در حال تبدیل به یک فرم غیرمادی.
v. (حالت کنونی فعل dematerialise) تبدیل به یک فرم غیرمادی؛ تبدیل دادن دارایی‌های مادی به فرم الکترونیکی.

عبارات و ترکیب‌ها

dematerialising object

об'єкт دموتریالیزاسیون

slowly dematerialising

به‌آرامی دموتریالیزاسیون می‌شود

dematerialising effect

اثر دموتریالیزاسیون

dematerialising process

فرآیند دموتریالیزاسیون

rapidly dematerialising

به‌سرعت دموتریالیزاسیون می‌شود

seemingly dematerialising

به‌نامه دموتریالیزاسیون می‌شود

dematerialising light

نور دموتریالیزاسیون

جملات نمونه

the magician began his act with a rabbit slowly dematerialising into thin air.

ساحر با نمایش یک پرندگان که به‌صورت کم‌کم از هوا ناپدید می‌شود، اقدام به شروع فعالیت خود کرد.

the special effects team used cgi to create the illusion of the spaceship dematerialising.

تیم اثرات ویژه از cgi برای ایجاد یلوزیون ناپدید شدن کشتی فضایی استفاده کردند.

witnesses reported seeing the object dematerialising before their eyes in a flash of light.

گواهان گزارش دادند که چطور آن چیز قبل از چشمانشان در یک لحظه نوری ناپدید می‌شود.

the scientist theorised about the possibility of matter dematerialising into pure energy.

دانشمند درباره امکان تبدیل ماده به انرژی خالص نظریه‌پردازی کرد.

in the story, the villain's power allowed him to dematerialise solid objects.

در داستان، قدرت شرور اجازه می‌داد که چیزهای جامد را ناپدید کند.

the ancient artifact seemed to be slowly dematerialising due to age and exposure.

این اثر باستانی به‌نظر می‌رسد که به دلیل گذشت زمان و نور، کم‌کم ناپدید می‌شود.

the artist used a technique to make the painted figure appear to be dematerialising.

هنرمند از یک تکنیک استفاده کرد تا شکل نقاشی‌شده به نظر برسد که ناپدید می‌شود.

the virtual reality experience involved watching the landscape dematerialising around you.

تجربه واقعیت مجازی شامل مشاهده این بود که مناظر اطراف شما ناپدید می‌شوند.

the software glitch caused the character model to start dematerialising during gameplay.

خطا در نرم‌افزار باعث شد که مدل شخصیت در حین بازی شروع به ناپدید شدن کند.

the concept of dematerialising data is crucial for secure data storage and transfer.

مفهوم ناپدید کردن داده‌ها برای ذخیره‌سازی و انتقال امن داده‌ها حیاتی است.

the film showcased a stunning sequence of a building dematerialising into particles.

فیلم یک دنباله زیبایی از ناپدید شدن یک ساختمان به ذرات نمایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید