demisting

[ایالات متحده]/dɪˈmɪstɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈmɪstɪŋ/

ترجمه

v. فرآیند حذف مه یا تراکم

عبارات و ترکیب‌ها

demisting process

فرآیند رفع مه

demisting system

سیستم رفع مه

demisting solution

راه حل رفع مه

demisting feature

ویژگی رفع مه

demisting technique

تکنیک رفع مه

demisting method

روش رفع مه

demisting unit

واحد رفع مه

demisting agent

عامل رفع مه

demisting control

کنترل رفع مه

demisting application

کاربرد رفع مه

جملات نمونه

the car's demisting feature is very useful in winter.

ویژگی ضد مهنگ خودرو در زمستان بسیار مفید است.

make sure to activate the demisting function before driving.

مطمئن شوید قبل از رانندگی، عملکرد ضد مه را فعال کنید.

demisting the windows quickly improves visibility.

ضد مه کردن سریع پنجره ها دید را بهبود می بخشد.

she used a cloth for demisting the bathroom mirror.

او از یک پارچه برای ضد مه کردن آینه حمام استفاده کرد.

the demisting process was faster than expected.

فرآیند ضد مه سریعتر از حد انتظار بود.

he adjusted the settings for optimal demisting.

او تنظیمات را برای عملکرد بهینه ضد مه تنظیم کرد.

demisting can prevent accidents during foggy weather.

ضد مه می تواند از تصادفات در هوای مه آلود جلوگیری کند.

regular maintenance helps the demisting system work effectively.

تعویض منظم قطعات به عملکرد موثر سیستم ضد مه کمک می کند.

the new model has advanced demisting technology.

مدل جدید دارای فناوری پیشرفته ضد مه است.

understanding how demisting works can enhance safety.

درک نحوه عملکرد ضد مه می تواند ایمنی را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید