demobilisations

[ایالات متحده]/diːˌməʊbɪlɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/diˈmoʊbɪləˌzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روند انحلال نیروهای نظامی یا نظامی

عبارات و ترکیب‌ها

demobilisation process

فرآیند بازنشستگی

demobilisation plan

برنامه بازنشستگی

demobilisation agreement

توافقنامه بازنشستگی

demobilisation phase

فاز بازنشستگی

demobilisation activities

فعالیت‌های بازنشستگی

demobilisation unit

واحد بازنشستگی

demobilisation strategy

استراتژی بازنشستگی

demobilisation support

حمایت از بازنشستگی

demobilisation measures

اقدامات بازنشستگی

جملات نمونه

the demobilisation process was quick and efficient.

فرآیند بازنشستگی سریع و کارآمد بود.

demobilisation of the troops is essential for peace.

بازنشستگی نیروها برای صلح ضروری است.

after demobilisation, many soldiers struggled to find jobs.

پس از بازنشستگی، بسیاری از سربازان برای یافتن شغل تلاش کردند.

demobilisation plans must consider the soldiers' welfare.

برنامه‌های بازنشستگی باید رفاه سربازان را در نظر بگیرند.

the government announced a new demobilisation strategy.

دولت یک استراتژی جدید بازنشستگی اعلام کرد.

demobilisation can lead to reintegration challenges.

بازنشستگی می‌تواند منجر به چالش‌های بازگشت به زندگی عادی شود.

proper demobilisation helps veterans transition to civilian life.

بازنشستگی مناسب به جانبازان کمک می‌کند تا به زندگی غیرنظامی منتقل شوند.

demobilisation ceremonies are held to honor the soldiers.

برای ادای احترام به سربازان مراسم بازنشستگی برگزار می‌شود.

the timeline for demobilisation was shortened significantly.

مهلت بازنشستگی به طور قابل توجهی کوتاه شد.

community support is vital during the demobilisation phase.

حمایت جامعه در طول مرحله بازنشستگی حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید