demos

[ایالات متحده]/ˈdɛm.əʊz/
[بریتانیا]/ˈdɛm.oʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم؛ عموم؛ تظاهرات؛ اعتراضات؛ نمونه‌های ضبط شده (جمع demo)؛ آموزش‌های تظاهرات

عبارات و ترکیب‌ها

product demos

نمایش‌های محصول

live demos

نمایش‌های زنده

demo videos

ویدیوهای نمایشی

software demos

نمایش‌های نرم‌افزاری

demo sessions

جلسات نمایشی

online demos

نمایش‌های آنلاین

demo days

روزهای نمایش

free demos

نمایش‌های رایگان

demo apps

برنامه‌های نمایشی

demo content

محتوای نمایشی

جملات نمونه

we need to create demos for our new software.

ما نیاز به ایجاد دموی نرم‌افزار جدید خود داریم.

the team is preparing demos for the upcoming conference.

تیم در حال آماده‌سازی دموی کنفرانس آینده است.

he showed us several demos of the product features.

او چندین دموی ویژگی‌های محصول را به ما نشان داد.

our marketing strategy includes live demos to attract customers.

استراتژی بازاریابی ما شامل دموی زنده برای جذب مشتریان است.

the demos helped the clients understand the software better.

دموها به مشتریان کمک کرد تا نرم‌افزار را بهتر درک کنند.

she recorded the demos to share with her team later.

او دموها را ضبط کرد تا بعداً با تیم خود به اشتراک بگذارد.

the demos are essential for showcasing our capabilities.

دموها برای نشان دادن توانایی‌های ما ضروری هستند.

we will host online demos to reach a wider audience.

ما دموهای آنلاین برگزار خواهیم کرد تا به مخاطبان بیشتری دسترسی پیدا کنیم.

feedback from the demos will help us improve the product.

بازخورد از دموها به ما کمک می‌کند تا محصول را بهبود بخشیم.

he specializes in creating interactive demos for training.

او در ایجاد دموی تعاملی برای آموزش تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید