tutorial

[ایالات متحده]/tjuː'tɔːrɪəl/
[بریتانیا]/tu'tɔrɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به معلم خصوصی؛ ارائه راهنمایی یا تدریس مرتبط با مسئولیت‌های یک معلم خانگی
n. راهنمایی فردی از یک مشاور.

عبارات و ترکیب‌ها

online tutorial

آموزش آنلاین

tutorial system

سیستم آموزشی

جملات نمونه

each tutorial is broken down into more manageable units.

هر آموزش به واحدهای قابل مدیریت تر تقسیم می شود.

tutorials ranged over a variety of subjects.

آموزش‌ها در مورد انواع مختلف موضوعات ارائه می‌شدند.

The school offers special tutorials for slow learners.

مدرسه آموزش‌های ویژه برای یادگیرندگان کند ارائه می‌دهد.

developed special tutorials to assist the illiterate sector of society.

آموزش های ویژه ای برای کمک به بخش بی سواد جامعه توسعه یافت.

Variable Terrain Cost: In this tutorial and my accompanying program, terrain is just one of two things ? walkable or unwalkable.

هزینه متغیر زمین: در این آموزش و برنامه همراه من، زمین فقط یکی از دو چیز است؟ قابل پیاده روی یا غیرقابل پیاده روی.

This lab consists of some tutorial files that will show you how to use MATLAB® to view brain images and convolve with a hemodynamic response function (HRF).

این آزمایشگاه شامل برخی فایل های آموزشی است که به شما نشان می دهد چگونه از MATLAB® برای مشاهده تصاویر مغز و همبسته کردن آنها با یک تابع پاسخ همودینامیک (HRF) استفاده کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید