demoting

[ایالات متحده]/dɪˈməʊtɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈmoʊtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل کاهش رتبه یا موقعیت کسی

عبارات و ترکیب‌ها

demoting employees

کاهش رتبه کارمندان

demoting staff

کاهش رتبه کارکنان

demoting players

کاهش رتبه بازیکنان

demoting roles

کاهش نقش‌ها

demoting positions

کاهش سمت‌ها

demoting titles

کاهش عناوین

demoting teams

کاهش رتبه تیم‌ها

demoting leaders

کاهش رتبه رهبران

demoting ranks

کاهش رتبه‌ها

demoting individuals

کاهش رتبه افراد

جملات نمونه

the company is demoting several employees this quarter.

شرکت قصد دارد تعدادی از کارمندان را در این فصل ارتقا ندهد.

demoting a team leader can affect morale.

کاهش رتبه یک رهبر تیم می تواند بر روحیه تاثیر بگذارد.

he was surprised by the news of his demoting.

او از خبر کاهش رتبه خود متعجب شد.

demoting staff is a tough decision for management.

کاهش رتبه کارکنان یک تصمیم دشوار برای مدیریت است.

she faced demoting after the poor performance review.

او پس از بررسی عملکرد ضعیف با کاهش رتبه مواجه شد.

demoting him was seen as a necessary step.

کاهش رتبه او به عنوان یک گام ضروری تلقی می شد.

they are considering demoting the underperforming manager.

آنها در حال بررسی کاهش رتبه مدیر با عملکرد ضعیف هستند.

demoting employees can lead to high turnover rates.

کاهش رتبه کارکنان می تواند منجر به افزایش نرخ گردش کار شود.

after demoting, he found a new passion for his work.

پس از کاهش رتبه، او شور جدیدی برای کار خود پیدا کرد.

the policy on demoting workers needs to be reviewed.

سیاست مربوط به کاهش رتبه کارگران باید مورد بررسی قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید