demulsified

[ایالات متحده]/dɪˈmʌlsɪfaɪd/
[بریتانیا]/dɪˈmʌlsɪfaɪd/

ترجمه

vt. جداسازی مواد امولسیونی

عبارات و ترکیب‌ها

demulsified oil

روغن دایمی‌سازی شده

demulsified phase

فاز دایمی‌سازی شده

demulsified liquid

مایع دایمی‌سازی شده

demulsified mixture

مخلوط دایمی‌سازی شده

demulsified emulsion

امولسیون دایمی‌سازی شده

demulsified solution

حلال دایمی‌سازی شده

demulsified product

محصول دایمی‌سازی شده

demulsified sample

نمونه دایمی‌سازی شده

demulsified water

آب دایمی‌سازی شده

demulsified component

اجزای دایمی‌سازی شده

جملات نمونه

the oil was successfully demulsified during the process.

در طول فرآیند، نفت با موفقیت دایمی شد.

after demulsified, the water content was significantly reduced.

پس از دایمی شدن، میزان آب به طور قابل توجهی کاهش یافت.

the technician ensured that the mixture was fully demulsified.

تکنسین اطمینان حاصل کرد که مخلوط به طور کامل دایمی شده است.

demulsified products are easier to handle in storage.

محصولات دایمی شده، در انبار راحت تر قابل استفاده هستند.

they used a special agent to demulsified the emulsion.

آنها از یک عامل خاص برای دایمی کردن امولسیون استفاده کردند.

once demulsified, the phases separated clearly.

پس از دایمی شدن، فازها به وضوح از هم جدا شدند.

the efficiency of demulsified processes can vary widely.

راندمان فرآیندهای دایمی می تواند به طور گسترده ای متفاوت باشد.

he monitored the temperature to ensure the emulsion was demulsified.

او دما را برای اطمینان از دایمی شدن امولسیون کنترل کرد.

demulsified mixtures can be analyzed for quality control.

مخلوط های دایمی شده را می توان برای کنترل کیفیت تجزیه و تحلیل کرد.

proper equipment is essential for effective demulsified processes.

تجهیزات مناسب برای فرآیندهای دایمی موثر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید