demulsified oil
روغن دایمیسازی شده
demulsified phase
فاز دایمیسازی شده
demulsified liquid
مایع دایمیسازی شده
demulsified mixture
مخلوط دایمیسازی شده
demulsified emulsion
امولسیون دایمیسازی شده
demulsified solution
حلال دایمیسازی شده
demulsified product
محصول دایمیسازی شده
demulsified sample
نمونه دایمیسازی شده
demulsified water
آب دایمیسازی شده
demulsified component
اجزای دایمیسازی شده
the oil was successfully demulsified during the process.
در طول فرآیند، نفت با موفقیت دایمی شد.
after demulsified, the water content was significantly reduced.
پس از دایمی شدن، میزان آب به طور قابل توجهی کاهش یافت.
the technician ensured that the mixture was fully demulsified.
تکنسین اطمینان حاصل کرد که مخلوط به طور کامل دایمی شده است.
demulsified products are easier to handle in storage.
محصولات دایمی شده، در انبار راحت تر قابل استفاده هستند.
they used a special agent to demulsified the emulsion.
آنها از یک عامل خاص برای دایمی کردن امولسیون استفاده کردند.
once demulsified, the phases separated clearly.
پس از دایمی شدن، فازها به وضوح از هم جدا شدند.
the efficiency of demulsified processes can vary widely.
راندمان فرآیندهای دایمی می تواند به طور گسترده ای متفاوت باشد.
he monitored the temperature to ensure the emulsion was demulsified.
او دما را برای اطمینان از دایمی شدن امولسیون کنترل کرد.
demulsified mixtures can be analyzed for quality control.
مخلوط های دایمی شده را می توان برای کنترل کیفیت تجزیه و تحلیل کرد.
proper equipment is essential for effective demulsified processes.
تجهیزات مناسب برای فرآیندهای دایمی موثر ضروری است.
demulsified oil
روغن دایمیسازی شده
demulsified phase
فاز دایمیسازی شده
demulsified liquid
مایع دایمیسازی شده
demulsified mixture
مخلوط دایمیسازی شده
demulsified emulsion
امولسیون دایمیسازی شده
demulsified solution
حلال دایمیسازی شده
demulsified product
محصول دایمیسازی شده
demulsified sample
نمونه دایمیسازی شده
demulsified water
آب دایمیسازی شده
demulsified component
اجزای دایمیسازی شده
the oil was successfully demulsified during the process.
در طول فرآیند، نفت با موفقیت دایمی شد.
after demulsified, the water content was significantly reduced.
پس از دایمی شدن، میزان آب به طور قابل توجهی کاهش یافت.
the technician ensured that the mixture was fully demulsified.
تکنسین اطمینان حاصل کرد که مخلوط به طور کامل دایمی شده است.
demulsified products are easier to handle in storage.
محصولات دایمی شده، در انبار راحت تر قابل استفاده هستند.
they used a special agent to demulsified the emulsion.
آنها از یک عامل خاص برای دایمی کردن امولسیون استفاده کردند.
once demulsified, the phases separated clearly.
پس از دایمی شدن، فازها به وضوح از هم جدا شدند.
the efficiency of demulsified processes can vary widely.
راندمان فرآیندهای دایمی می تواند به طور گسترده ای متفاوت باشد.
he monitored the temperature to ensure the emulsion was demulsified.
او دما را برای اطمینان از دایمی شدن امولسیون کنترل کرد.
demulsified mixtures can be analyzed for quality control.
مخلوط های دایمی شده را می توان برای کنترل کیفیت تجزیه و تحلیل کرد.
proper equipment is essential for effective demulsified processes.
تجهیزات مناسب برای فرآیندهای دایمی موثر ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید