denitrified

[ایالات متحده]/diːˈnaɪtrɪfaɪd/
[بریتانیا]/diˈnaɪtrɪfaɪd/

ترجمه

vt. از یک ماده نیتروژن را حذف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

denitrified soil

خاک د نیترات شده

denitrified water

آب د نیترات شده

denitrified gas

گاز د نیترات شده

denitrified sludge

لای د نیترات شده

denitrified effluent

فاضلاب د نیترات شده

denitrified environment

محیط د نیترات شده

denitrified biomass

زیست توده د نیترات شده

denitrified system

سیستم د نیترات شده

denitrified treatment

درمان د نیترات شده

denitrified process

فرآیند د نیترات شده

جملات نمونه

the water was denitrified to improve its quality.

آب برای بهبود کیفیت آن، دازه‌شده بود.

denitrified soil is essential for healthy plant growth.

خاک دازه‌شده برای رشد سالم گیاهان ضروری است.

scientists studied the effects of denitrified environments.

دانشمندان اثرات محیط‌های دازه‌شده را مطالعه کردند.

the process of denitrified wastewater treatment is complex.

فرآیند تصفیه فاضلاب دازه‌شده پیچیده است.

denitrified areas in the ocean can help reduce pollution.

مناطق دازه‌شده در اقیانوس می‌توانند به کاهش آلودگی کمک کنند.

farmers are encouraged to use denitrified fertilizers.

از کشاورزان خواسته شده است از کودهای دازه‌شده استفاده کنند.

denitrified systems are more sustainable for agriculture.

سیستم‌های دازه‌شده برای کشاورزی پایدارتر هستند.

research focuses on denitrified methods for better efficiency.

تحقیقات بر روی روش‌های دازه‌شده برای بهبود کارایی متمرکز است.

denitrified habitats support diverse ecosystems.

زیستگاه‌های دازه‌شده از اکوسیستم‌های متنوع پشتیبانی می‌کنند.

the denitrified zone is critical for nutrient cycling.

منطقه دازه‌شده برای چرخه‌ مواد مغذی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید