deodorize

[ایالات متحده]/diːˈəʊdəraɪz/
[بریتانیا]/diˈoʊdəˌraɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای حذف یا جلوگیری از بوی ناخوشایند؛ برای تازه کردن بوی چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

deodorize air

طراوت هوا

deodorize fabric

طراوت پارچه

deodorize shoes

طراوت کفش

deodorize room

طراوت اتاق

deodorize carpet

طراوت فرش

deodorize fridge

طراوت یخچال

deodorize trash

طراوت زباله

deodorize pets

طراوت حیوانات خانگی

deodorize bathroom

طراوت حمام

deodorize smoke

طراوت دود

جملات نمونه

we need to deodorize the kitchen after cooking.

ما باید آشپزخانه را پس از آشپزی ضدعفونی کنیم.

these air fresheners can effectively deodorize any room.

این خوشبو کننده ها می توانند به طور موثر هر اتاقی را ضدعفونی کنند.

it's important to deodorize gym clothes regularly.

به طور مرتب لباس های ورزشی را ضدعفونی کنید.

she used a spray to deodorize her shoes.

او از یک اسپری برای ضدعفونی کفشش استفاده کرد.

deodorizing the carpet can remove unpleasant odors.

ضدعفونی کردن فرش می تواند بوی نامطبوع را از بین ببرد.

they decided to deodorize the fridge after the food spoiled.

آنها تصمیم گرفتند یخچال را پس از فاسد شدن غذا ضدعفونی کنند.

using natural ingredients can help deodorize your home.

استفاده از مواد طبیعی می تواند به ضدعفونی کردن خانه شما کمک کند.

he always deodorizes his pets before a visit.

او همیشه قبل از بازدید حیوانات خانگی خود را ضدعفونی می کند.

it's easy to deodorize your car with the right products.

ضدعفونی کردن ماشین خود با محصولات مناسب آسان است.

we should deodorize the bathroom to keep it fresh.

ما باید حمام را ضدعفونی کنیم تا تازه بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید