deodorized

[ایالات متحده]/diːˈəʊdəraɪzd/
[بریتانیا]/diˈoʊdəraɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت از دئودوریزه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deodorized air

هوا بدون بو

deodorized spray

اسپری بدون بو

deodorized products

محصولات بدون بو

deodorized room

اتاق بدون بو

deodorized fabric

پارچه بدون بو

deodorized shoes

کفش بدون بو

deodorized garbage

زباله بدون بو

deodorized water

آب بدون بو

deodorized cleaning

تمیز کردن بدون بو

deodorized lotion

لوسیون بدون بو

جملات نمونه

the room was deodorized before the guests arrived.

اتاق قبل از ورود مهمانان ضدعفونی شد.

they used a deodorized spray to freshen the air.

آنها از یک اسپری ضدبو برای تازه‌سازی هوا استفاده کردند.

he prefers deodorized laundry detergent for his clothes.

او ترجیح می‌دهد برای لباس‌هایش از مواد شوینده ضدبو استفاده کند.

the company produces deodorized products for sensitive users.

شرکت محصولات ضدبو برای کاربران حساس تولید می‌کند.

she bought deodorized candles to eliminate odors.

او شمع‌های ضدبو خرید تا بوها را از بین ببرد.

the deodorized version of the food is healthier.

نسخه ضدبو غذا سالم‌تر است.

after being deodorized, the gym smelled much better.

پس از ضدعفونی شدن، باشگاه بوی بهتری می‌داد.

he chose deodorized socks for his workout.

او جوراب‌های ضدبو را برای ورزش خود انتخاب کرد.

the deodorized air freshener worked wonders.

طراوت‌کننده هوای ضدبو معجزه کرد.

they recommend using deodorized oils for cooking.

آنها استفاده از روغن‌های ضدبو برای پخت و پز را توصیه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید