departers

[ایالات متحده]/dɪˈpɑːtə/
[بریتانیا]/dɪˈpɑrtər/

ترجمه

vi. (یک شخص) ترک کردن؛ حرکت کردن؛ عزیمت کردن (از)؛ انحراف یافتن، نقض کردن، ناسازگار بودن (از)
vt. ترک کردن (عموماً در عبارت "از این زندگی عزیمت کردن" استفاده می‌شود)
n. [باستانی] عزیمت؛ ترک؛ حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

early departer

رفتن زود هنگام

frequent departer

رفتن مکرر

late departer

رفتن دیر هنگام

unexpected departer

رفتن غیرمنتظره

regular departer

رفتن منظم

notable departer

رفتن قابل توجه

temporary departer

رفتن موقت

long-term departer

رفتن بلند مدت

recent departer

رفتن اخیر

major departer

رفتن مهم

جملات نمونه

the departer was filled with excitement before the journey.

سفر کننده قبل از سفر پر از هیجان بود.

each departer received a warm farewell from friends.

هر یک از مسافران مورد استقبال گرم دوستان قرار گرفتند.

the departer checked in at the airport early.

سفر کننده زودتر در فرودگاه وقت ثبت نام کرد.

as the departer boarded the plane, they felt a sense of adventure.

همانطور که سفر کننده سوار هواپیما شد، احساس ماجراجویی کرد.

the departer had a list of items to pack for the trip.

سفر کننده لیستی از وسایلی برای حمل در سفر داشت.

friends gathered to see off the departer at the station.

دوستان برای خداحافظی از سفر کننده در ایستگاه جمع شدند.

the departer felt a mix of emotions as the departure time approached.

همانطور که زمان عزیمت نزدیک می شد، سفر کننده ترکیبی از احساسات را تجربه کرد.

it is important for the departer to arrive on time.

برای سفر کننده مهم است که به موقع برسد.

the departer waved goodbye before heading to the gate.

سفر کننده قبل از رفتن به دروازه خداحافظی کرد.

every departer should double-check their travel documents.

هر سفر کننده باید مدارک سفر خود را دوباره بررسی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید