depends

[ایالات متحده]/[dɪˈpendz]/
[بریتانیا]/[dɪˈpɛndz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی یا چیزی نیاز داشتن تا وجود داشته باشد یا عمل کند؛ تحت تأثیر یا کنترل چیزی قرار گرفتن؛ اتکا کردن
n. حالت وابستگی
adv. تا چه حد یا میزانی

عبارات و ترکیب‌ها

it depends

به این بستگی دارد

depends on

به آن بستگی دارد

depends on it

به آن بستگی دارد

it depended

به آن بستگی داشت

depending on

بسته به

depends greatly

بسیار به آن بستگی دارد

depends entirely

به طور کامل به آن بستگی دارد

depends now

حالا به آن بستگی دارد

depends where

به کجا بستگی دارد

depends when

چه زمانی به آن بستگی دارد

جملات نمونه

it depends on the weather if we go for a walk.

بستگی به هوا دارد که برای پیاده‌روی برویم یا نه.

the final decision depends on your manager.

تصمیم نهایی به مدیر شما بستگی دارد.

how long it takes depends on the complexity of the project.

مدت زمانی که طول می‌کشد به پیچیدگی پروژه بستگی دارد.

it depends entirely on your personal preferences.

این کاملاً به ترجیحات شخصی شما بستگی دارد.

success depends on hard work and dedication.

موفقیت به تلاش و تعهد بستگی دارد.

the outcome depends on the results of the experiment.

نتیجه به نتایج آزمایش بستگی دارد.

it depends on what time you arrive at the airport.

بستگی دارد چه زمانی به فرودگاه برسید.

the price depends on the quality of the materials.

قیمت به کیفیت مواد بستگی دارد.

whether or not we go depends on your availability.

اینکه برویم یا نه به در دسترس بودن شما بستگی دارد.

it depends heavily on the current market conditions.

این به شدت به شرایط فعلی بازار بستگی دارد.

the security of the system depends on strong passwords.

امنیت سیستم به رمزهای عبور قوی بستگی دارد.

it depends on finding a reliable supplier.

این به یافتن یک تامین کننده قابل اعتماد بستگی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید