depictability

[ایالات متحده]/dɪˌpɪktəˈbɪləti/
[بریتانیا]/dɪˌpɪktəˈbɪləti/

ترجمه

n. کیفیتی یا حالتی که قابل تصویر کردن است؛ توانایی تصویر، به تصویر کشیدن یا نمایش بصری

عبارات و ترکیب‌ها

high depictability

قابلیت تجسم بالا

visual depictability

قابلیت تجسم بصری

artistic depictability

قابلیت تجسم هنری

data depictability

قابلیت تجسم داده

graphical depictability

قابلیت تجسم گرافیکی

emotional depictability

قابلیت تجسم احساسی

historical depictability

قابلیت تجسم تاریخی

realistic depictability

قابلیت تجسم واقع‌گرایانه

structural depictability

قابلیت تجسم ساختاری

narrative depictability

قابلیت تجسم روایتی

جملات نمونه

the depictability of complex emotions varies significantly across different artistic mediums.

قابلیت بازنمایی احساسات پیچیده در رسانه های هنری مختلف بسیار متفاوت است.

photographers often debate the depictability of fleeting moments versus staged compositions.

عکاسان اغلب در مورد قابلیت بازنمایی لحظات زودگذر در مقابل ترکیب بندی های صحنه پردازی شده بحث می کنند.

the depictability of historical events depends heavily on available documentation and artistic interpretation.

قابلیت بازنمایی رویدادهای تاریخی به شدت به اسناد موجود و تفسیر هنری بستگی دارد.

modern technology has expanded the depictability of microscopic worlds to general audiences.

فناوری مدرن، قابلیت بازنمایی دنیای میکروسکوپی را برای مخاطبان عمومی گسترش داده است.

critics question the depictability of abstract concepts like time and consciousness.

منتقدان در مورد قابلیت بازنمایی مفاهیم انتزاعی مانند زمان و آگاهی سؤال می کنند.

the depictability of cultural traditions requires deep understanding and respectful representation.

قابلیت بازنمایی سنت های فرهنگی به درک عمیق و ارائه محترمانه نیاز دارد.

painters grapple with the depictability of light and shadow in portraiture.

نقاشان با قابلیت بازنمایی نور و سایه در پرتره دست و پنجه نرم می کنند.

digital art challenges traditional notions of depictability in visual storytelling.

هنر دیجیتال مفاهیم سنتی از قابلیت بازنمایی در داستان سرایی بصری را به چالش می کشد.

the depictability of trauma remains a sensitive topic in contemporary media.

قابلیت بازنمایی ضربه روحی همچنان موضوعی حساس در رسانه های معاصر است.

linguistic barriers can affect the depictability of humor across cultures.

محدودیت های زبانی می توانند بر قابلیت بازنمایی طنز در فرهنگ های مختلف تأثیر بگذارند.

choreographers explore the depictability of musical rhythm through movement.

طراحان رقص، قابلیت بازنمایی ریتم موسیقی از طریق حرکت را بررسی می کنند.

the depictability of dreams has fascinated artists throughout human history.

قابلیت بازنمایی رویاها همواره هنرمندان را در طول تاریخ انسان مجذوب خود کرده است.

architects consider the depictability of spatial relationships in their building designs.

معماران قابلیت بازنمایی روابط فضایی را در طرح های ساختمانی خود در نظر می گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید