depictings

[ایالات متحده]/dɪˈpɪktɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈpɪktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل دادن

عبارات و ترکیب‌ها

depicting nature

تصویربرداری از طبیعت

depicting emotions

تصویربرداری از احساسات

depicting history

تصویربرداری از تاریخ

depicting scenes

تصویربرداری از صحنه‌ها

depicting culture

تصویربرداری از فرهنگ

depicting beauty

تصویربرداری از زیبایی

depicting conflict

تصویربرداری از تضاد

depicting dreams

تصویربرداری از رویاها

depicting life

تصویربرداری از زندگی

depicting love

تصویربرداری از عشق

جملات نمونه

the artist is depicting a beautiful sunset.

هنرمند در حال به تصویر کشیدن غروب خورشید زیبا است.

the novel is depicting the struggles of the main character.

رمان در حال به تصویر کشیدن سختی‌های شخصیت اصلی است.

the documentary is depicting the effects of climate change.

مستند در حال به تصویر کشیدن اثرات تغییرات آب و هوایی است.

her painting is depicting a serene landscape.

نقاشی او در حال به تصویر کشیدن یک منظره آرام است.

the film is depicting the history of the city.

فیلم در حال به تصویر کشیدن تاریخ شهر است.

the sculpture is depicting a moment of joy.

مجسمه در حال به تصویر کشیدن لحظه‌ای از شادی است.

the mural is depicting the cultural heritage of the community.

دیوارنویسی در حال به تصویر کشیدن میراث فرهنگی جامعه است.

the sketch is depicting a busy marketplace.

طرح در حال به تصویر کشیدن یک بازار شلوغ است.

the play is depicting the challenges of modern life.

نمایش در حال به تصویر کشیدن چالش‌های زندگی مدرن است.

his photography is depicting the beauty of nature.

عکس او در حال به تصویر کشیدن زیبایی طبیعت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید