depilates

[ایالات متحده]/ˈdɛpɪleɪt/
[بریتانیا]/ˈdɛpɪleɪt/

ترجمه

vt. مو را از بدن برداشتن؛ باعث برداشتن مو شدن؛ مو را به صورت پزشکی برداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

depilate skin

تخلیه پوست

depilate area

تخلیه ناحیه

depilate legs

تخلیه پا

depilate arms

تخلیه بازو

depilate face

تخلیه صورت

depilate bikini

تخلیه بیکینی

depilate quickly

تخلیه سریع

depilate effectively

تخلیه موثر

depilate gently

تخلیه ملایم

depilate regularly

تخلیه منظم

جملات نمونه

many people choose to depilate their legs for the summer.

بسیاری از افراد انتخاب می‌کنند برای تابستان پاهای خود را از بین ببرند.

she decided to depilate her underarms before the beach trip.

او تصمیم گرفت قبل از سفر به ساحل زیر بغل هایش را از بین ببرد.

depilating can be a painful process for some individuals.

از بین بردن مو ممکن است برای برخی افراد یک فرآیند دردناک باشد.

it is important to use the right products when you depilate.

هنگام از بین بردن مو استفاده از محصولات مناسب مهم است.

she prefers to depilate rather than shave for a smoother finish.

او ترجیح می‌دهد به جای تیغ زدن، موها را از بین ببرد تا پوست صاف‌تر شود.

some people find it easier to depilate at home.

برخی از افراد انجام دادن آن در خانه را آسان‌تر می‌دانند.

there are many methods available to depilate effectively.

روش های زیادی برای از بین بردن مو به طور موثر وجود دارد.

she scheduled an appointment to depilate her eyebrows.

او وقت ملاقاتی برای از بین بردن موهای ابرویش تنظیم کرد.

he uses a laser treatment to depilate his back.

او از درمان لیزر برای از بین بردن موهای پشتش استفاده می‌کند.

after depilating, it’s essential to moisturize the skin.

پس از از بین بردن مو، مرطوب کردن پوست ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید