deplumed bird
پرنده ای که پرهایش کنده شده است
deplumed chicken
مرغی که پرهایش کنده شده است
deplumed feathers
پر کنده شده
deplumed animal
حیوانی که پرهایش کنده شده است
deplumed pet
حیوان خانگی که پرهایش کنده شده است
deplumed species
گونه ای که پرهایش کنده شده است
deplumed specimen
نمونه ای که پرهایش کنده شده است
deplumed rooster
نر مرغی که پرهایش کنده شده است
deplumed duck
اردکی که پرهایش کنده شده است
deplumed birdcage
قفس پرنده ای که پرهایش کنده شده است
the bird was deplumed after the storm.
پرنده پس از طوفان از پرهایشstripped شد.
the artist's work was deplumed of its original charm.
هنر هنرمند از جذابیت اصلی خودstripped شد.
after the incident, the team felt deplumed of their confidence.
پس از حادثه، تیم احساس کرد که اعتماد به نفس خود را از دست داده است.
the once vibrant garden was left deplumed and barren.
باغ زمانی پر جنب و جوش،stripped و غیر حاصلخیز رها شد.
he felt deplumed after receiving harsh criticism.
او پس از دریافت انتقادات شدید احساس کرد کهstripped شده است.
the company was deplumed of its reputation after the scandal.
پس از رسوایی، شرکت از شهرت خودstripped شد.
the tree was deplumed by the strong winds.
درخت توسط بادهای شدیدstripped شد.
she felt her spirit was deplumed after the loss.
او احساس کرد که روحش پس از دست دادنstripped شده است.
the film was deplumed of its emotional depth.
فیلم از عمق احساسی خودstripped شد.
his arguments were deplumed by counter-evidence.
استدلالهای او توسط شواهد متضادstripped شد.
deplumed bird
پرنده ای که پرهایش کنده شده است
deplumed chicken
مرغی که پرهایش کنده شده است
deplumed feathers
پر کنده شده
deplumed animal
حیوانی که پرهایش کنده شده است
deplumed pet
حیوان خانگی که پرهایش کنده شده است
deplumed species
گونه ای که پرهایش کنده شده است
deplumed specimen
نمونه ای که پرهایش کنده شده است
deplumed rooster
نر مرغی که پرهایش کنده شده است
deplumed duck
اردکی که پرهایش کنده شده است
deplumed birdcage
قفس پرنده ای که پرهایش کنده شده است
the bird was deplumed after the storm.
پرنده پس از طوفان از پرهایشstripped شد.
the artist's work was deplumed of its original charm.
هنر هنرمند از جذابیت اصلی خودstripped شد.
after the incident, the team felt deplumed of their confidence.
پس از حادثه، تیم احساس کرد که اعتماد به نفس خود را از دست داده است.
the once vibrant garden was left deplumed and barren.
باغ زمانی پر جنب و جوش،stripped و غیر حاصلخیز رها شد.
he felt deplumed after receiving harsh criticism.
او پس از دریافت انتقادات شدید احساس کرد کهstripped شده است.
the company was deplumed of its reputation after the scandal.
پس از رسوایی، شرکت از شهرت خودstripped شد.
the tree was deplumed by the strong winds.
درخت توسط بادهای شدیدstripped شد.
she felt her spirit was deplumed after the loss.
او احساس کرد که روحش پس از دست دادنstripped شده است.
the film was deplumed of its emotional depth.
فیلم از عمق احساسی خودstripped شد.
his arguments were deplumed by counter-evidence.
استدلالهای او توسط شواهد متضادstripped شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید