deplumed

[ایالات متحده]/dɪˈpluːmd/
[بریتانیا]/dɪˈplumd/

ترجمه

vt. پرها را برداشتن؛ از افتخار یا شرف خالی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deplumed bird

پرنده ای که پرهایش کنده شده است

deplumed chicken

مرغی که پرهایش کنده شده است

deplumed feathers

پر کنده شده

deplumed animal

حیوانی که پرهایش کنده شده است

deplumed pet

حیوان خانگی که پرهایش کنده شده است

deplumed species

گونه ای که پرهایش کنده شده است

deplumed specimen

نمونه ای که پرهایش کنده شده است

deplumed rooster

نر مرغی که پرهایش کنده شده است

deplumed duck

اردکی که پرهایش کنده شده است

deplumed birdcage

قفس پرنده ای که پرهایش کنده شده است

جملات نمونه

the bird was deplumed after the storm.

پرنده پس از طوفان از پرهایشstripped شد.

the artist's work was deplumed of its original charm.

هنر هنرمند از جذابیت اصلی خودstripped شد.

after the incident, the team felt deplumed of their confidence.

پس از حادثه، تیم احساس کرد که اعتماد به نفس خود را از دست داده است.

the once vibrant garden was left deplumed and barren.

باغ زمانی پر جنب و جوش،stripped و غیر حاصلخیز رها شد.

he felt deplumed after receiving harsh criticism.

او پس از دریافت انتقادات شدید احساس کرد کهstripped شده است.

the company was deplumed of its reputation after the scandal.

پس از رسوایی، شرکت از شهرت خودstripped شد.

the tree was deplumed by the strong winds.

درخت توسط بادهای شدیدstripped شد.

she felt her spirit was deplumed after the loss.

او احساس کرد که روحش پس از دست دادنstripped شده است.

the film was deplumed of its emotional depth.

فیلم از عمق احساسی خودstripped شد.

his arguments were deplumed by counter-evidence.

استدلال‌های او توسط شواهد متضادstripped شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید