depluming

[ایالات متحده]/dɪˈpluːmɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈplumɪŋ/

ترجمه

vt. پر را از بین بردن؛ از افتخار یا کرامت خالی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

depluming process

فرآیند از بین بردن پر

depluming technique

تکنیک از بین بردن پر

depluming method

روش از بین بردن پر

depluming feathers

پرها را از بین بردن

depluming birds

پرندگان را از بین بردن

depluming stage

مرحله از بین بردن پر

depluming tools

ابزارهای از بین بردن پر

depluming operation

عملیات از بین بردن پر

depluming practice

تمرین از بین بردن پر

جملات نمونه

depluming a bird can be a delicate process.

پرکنی یک پرنده می‌تواند یک فرآیند ظریف باشد.

he is skilled at depluming and preparing poultry for cooking.

او در پرکنی و آماده‌سازی طیور برای پخت و پز مهارت دارد.

depluming requires careful handling to avoid injury.

پرکنی نیاز به مراقبت و توجه دارد تا از آسیب جلوگیری شود.

farmers often deplume chickens before selling them.

کشاورزان اغلب قبل از فروش آن‌ها، مرغ‌ها را پرکنی می‌کنند.

the process of depluming can be time-consuming.

فرآیند پرکنی می‌تواند زمان‌بر باشد.

she learned the art of depluming from her grandmother.

او هنر پرکنی را از مادربزرگش یاد گرفت.

depluming is necessary for certain culinary dishes.

پرکنی برای برخی از غذاهای خاص ضروری است.

proper tools are essential for efficient depluming.

ابزارهای مناسب برای پرکنی کارآمد ضروری هستند.

he found a video tutorial on depluming techniques.

او یک آموزش ویدیویی در مورد تکنیک‌های پرکنی پیدا کرد.

depluming can be easier with the right technique.

پرکنی با تکنیک مناسب می‌تواند آسان‌تر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید