depluming process
فرآیند از بین بردن پر
depluming technique
تکنیک از بین بردن پر
depluming method
روش از بین بردن پر
depluming feathers
پرها را از بین بردن
depluming birds
پرندگان را از بین بردن
depluming stage
مرحله از بین بردن پر
depluming tools
ابزارهای از بین بردن پر
depluming operation
عملیات از بین بردن پر
depluming practice
تمرین از بین بردن پر
depluming a bird can be a delicate process.
پرکنی یک پرنده میتواند یک فرآیند ظریف باشد.
he is skilled at depluming and preparing poultry for cooking.
او در پرکنی و آمادهسازی طیور برای پخت و پز مهارت دارد.
depluming requires careful handling to avoid injury.
پرکنی نیاز به مراقبت و توجه دارد تا از آسیب جلوگیری شود.
farmers often deplume chickens before selling them.
کشاورزان اغلب قبل از فروش آنها، مرغها را پرکنی میکنند.
the process of depluming can be time-consuming.
فرآیند پرکنی میتواند زمانبر باشد.
she learned the art of depluming from her grandmother.
او هنر پرکنی را از مادربزرگش یاد گرفت.
depluming is necessary for certain culinary dishes.
پرکنی برای برخی از غذاهای خاص ضروری است.
proper tools are essential for efficient depluming.
ابزارهای مناسب برای پرکنی کارآمد ضروری هستند.
he found a video tutorial on depluming techniques.
او یک آموزش ویدیویی در مورد تکنیکهای پرکنی پیدا کرد.
depluming can be easier with the right technique.
پرکنی با تکنیک مناسب میتواند آسانتر باشد.
depluming process
فرآیند از بین بردن پر
depluming technique
تکنیک از بین بردن پر
depluming method
روش از بین بردن پر
depluming feathers
پرها را از بین بردن
depluming birds
پرندگان را از بین بردن
depluming stage
مرحله از بین بردن پر
depluming tools
ابزارهای از بین بردن پر
depluming operation
عملیات از بین بردن پر
depluming practice
تمرین از بین بردن پر
depluming a bird can be a delicate process.
پرکنی یک پرنده میتواند یک فرآیند ظریف باشد.
he is skilled at depluming and preparing poultry for cooking.
او در پرکنی و آمادهسازی طیور برای پخت و پز مهارت دارد.
depluming requires careful handling to avoid injury.
پرکنی نیاز به مراقبت و توجه دارد تا از آسیب جلوگیری شود.
farmers often deplume chickens before selling them.
کشاورزان اغلب قبل از فروش آنها، مرغها را پرکنی میکنند.
the process of depluming can be time-consuming.
فرآیند پرکنی میتواند زمانبر باشد.
she learned the art of depluming from her grandmother.
او هنر پرکنی را از مادربزرگش یاد گرفت.
depluming is necessary for certain culinary dishes.
پرکنی برای برخی از غذاهای خاص ضروری است.
proper tools are essential for efficient depluming.
ابزارهای مناسب برای پرکنی کارآمد ضروری هستند.
he found a video tutorial on depluming techniques.
او یک آموزش ویدیویی در مورد تکنیکهای پرکنی پیدا کرد.
depluming can be easier with the right technique.
پرکنی با تکنیک مناسب میتواند آسانتر باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید