depones

[ایالات متحده]/dɪˈpəʊn/
[بریتانیا]/dɪˈpoʊn/

ترجمه

v. برای شهادت دادن تحت سوگند
vt. [باستانی] برای شهادت دادن یا تأیید کردن تحت سوگند
vi. برای ارائه شهادت تحت سوگند

عبارات و ترکیب‌ها

depone evidence

شهادت

depone testimony

شهادت

depone facts

حقایق

depone witness

شهود

depone statement

اظهارات

depone materials

مواد

depone records

سوابق

depone documents

اسناد

depone proof

اثبات

depone information

اطلاعات

جملات نمونه

he will depone his testimony in court tomorrow.

او شهادت خود را در دادگاه فردا ارائه خواهد داد.

witnesses are required to depone under oath.

از شهود خواسته می شود که تحت سوگند شهادت دهند.

she chose to depone her findings in the report.

او تصمیم گرفت یافته های خود را در گزارش ارائه دهد.

the lawyer asked him to depone the facts clearly.

وکیل از او خواست که حقایق را به وضوح ارائه دهد.

during the investigation, he was asked to depone.

در طول تحقیقات، از او خواسته شد که شهادت دهد.

they will depone their statements later this week.

آنها این هفته بیانیه های خود را ارائه خواهند داد.

it is important to depone accurately to avoid misunderstandings.

برای جلوگیری از سوء تفاهم، ارائه دقیق اطلاعات مهم است.

the judge instructed him to depone without hesitation.

قاضی از او خواست که بدون تردید شهادت دهد.

experts may depone their opinions on the matter.

متخصصان ممکن است نظرات خود را در این مورد ارائه دهند.

she was nervous but prepared to depone her experience.

او عصبی بود اما برای ارائه تجربه خود آماده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید