deportista

[ایالات متحده]//de.poɾˈtis.ta//
[بریتانیا]//de.poɾˈtis.ta//

ترجمه

n.m./f. فردی که در ورزش شرکت می‌کند؛ ورزشکار.
adj. ورزشی؛ کسی که از ورزش لذت می‌برد یا در آن ماهر است.

جملات نمونه

the athlete trained hard for the olympics.

ورزشکار برای المپیک سخت تمرین کرد.

many famous athletes attended the ceremony.

بanyak ورزشکاران معروف به مراسم حضور یافتند.

she is a professional athlete who specializes in track and field.

او یک ورزشکار حرفه ای است که در دو و میدانی تخصص دارد.

the young athlete showed great promise.

ورزشکار جوان امکانات بزرگی نشان داد.

elite athletes often have rigorous training schedules.

ورزشکاران الیت معمولاً برنامه های تمرینی سخت دارند.

the athlete broke the national record.

ورزشکار رکورد ملی را شکست.

retired athletes sometimes become coaches.

گاهی ورزشکاران بازنشسته مربی می شوند.

the athlete was honored for her achievements.

ورزشکار به دلیل دستاورد خود مورد تقدیر قرار گرفت.

professional athletes earn substantial incomes.

ورزشکاران حرفه ای درآمدهای قابل توجهی کسب می کنند.

the team of athletes performed exceptionally well.

تیم ورزشکاران به طور استثنایی خوب عمل کرد.

an athlete needs discipline and dedication.

یک ورزشکار نیاز به انضباط و تعهد دارد.

the injured athlete had to withdraw from the competition.

ورزشکار زخمی مجبور شد از رقابت خارج شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید