depositional

[ایالات متحده]/dɪˈpɒzɪʃənl/
[بریتانیا]/dɪˈpɑːzɪʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فرآیند رسوب گذاری; مربوط به رسوبات

عبارات و ترکیب‌ها

depositional environment

محیط رسوبی

depositional process

فرآیند رسوبی

depositional features

ویژگی‌های رسوبی

depositional setting

شرایط رسوبی

depositional history

سابقه رسوبی

depositional systems

سیستم‌های رسوبی

depositional models

مدل‌های رسوبی

depositional units

واحدهای رسوبی

depositional sequences

توالی‌های رسوبی

depositional stratigraphy

رسوب‌شناسی لایه شناسی

جملات نمونه

the study focused on the depositional environment of the river.

مطالعه بر روی محیط رسوبی رودخانه متمرکز بود.

geologists analyzed the depositional patterns in the sediment.

زمین‌شناسان الگوهای رسوبی را در رسوبات تجزیه و تحلیل کردند.

depositional features can provide insights into past climates.

ویژگی‌های رسوبی می‌توانند بینش‌هایی در مورد اقلیم‌های گذشته ارائه دهند.

the depositional history of this area is quite complex.

سابقه رسوبی این منطقه بسیار پیچیده است.

understanding depositional processes is crucial for resource exploration.

درک فرآیندهای رسوبی برای اکتشاف منابع بسیار مهم است.

different depositional environments lead to varied rock formations.

محیط‌های رسوبی مختلف منجر به تشکیل سنگ‌های متنوع می‌شوند.

the team studied the depositional rates over several decades.

تیم سرعت‌های رسوبی را در طول چندین دهه مطالعه کرد.

depositional systems can influence the distribution of fossil fuels.

سیستم‌های رسوبی می‌توانند بر توزیع سوخت‌های فسیلی تأثیر بگذارند.

they used advanced technology to map the depositional layers.

آنها از فناوری پیشرفته برای ترسیم لایه‌های رسوبی استفاده کردند.

depositional models help predict future geological changes.

مدل‌های رسوبی به پیش‌بینی تغییرات زمین‌شناختی آینده کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید