deputation

[ایالات متحده]/depjʊ'teɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌdɛpju'teʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واگذاری

جملات نمونه

The deputation met with the mayor to discuss the community's concerns.

نمایندگان با شهردار ملاقات کردند تا نگرانی‌های جامعه را مورد بحث قرار دهند.

The deputation was sent to negotiate a peace treaty with the neighboring country.

نمایندگان برای مذاکره در مورد پیمان صلح با کشور همسایه اعزام شدند.

The deputation presented their findings to the board of directors.

نمایندگان یافته‌های خود را به هیئت مدیره ارائه دادند.

She led the deputation to present their petition to the parliament.

او گروه نمایندگان را برای ارائه دادخواست به پارلمان هدایت کرد.

The deputation was warmly welcomed by the foreign dignitaries.

نمایندگان با استقبال گرم از سوی مقامات بین‌المللی مورد استقبال قرار گرفتند.

The deputation was formed to address the issue of healthcare in rural areas.

گروه نمایندگان برای رسیدگی به مسئله بهداشت و درمان در مناطق روستایی تشکیل شد.

The deputation of students requested a meeting with the school principal.

گروه دانشجویان درخواست ملاقات با مدیر مدرسه را داشتند.

The deputation of scientists presented their research findings at the conference.

گروه دانشمندان یافته‌های تحقیقاتی خود را در کنفرانس ارائه کردند.

The deputation traveled to the capital to seek funding for the new project.

نمایندگان برای درخواست بودجه برای پروژه جدید به پایتخت سفر کردند.

The deputation was formed to address environmental concerns in the region.

گروه نمایندگان برای رسیدگی به نگرانی‌های زیست‌محیطی در منطقه تشکیل شد.

نمونه‌های واقعی

" This is evidently a deputation, " said the Rocket; " I will receive them with becoming dignity."

این به وضوح یک هیئت نمایندگی است،

منبع: Selected Fairy Tales by Oscar Wilde

Sir Humphrey, I really do try my best. There's a deputation in there at the moment.

سر هامفری، من واقعاً تمام تلاشم را می‌کنم. در حال حاضر یک هیئت نمایندگی آنجا وجود دارد.

منبع: Yes, Minister Season 1

Deputation from the British Computer Association, 10: 30 Tuesday morning.

هیئت نمایندگی از انجمن رایانه‌های بریتانیایی، ساعت 10:30 صبح روز سه‌شنبه.

منبع: Yes, Minister Season 1

We need deputations, junkets abroad, mountains of red boxes, we need crises, emergencies, panics!

ما به هیئت‌های نمایندگی، سفرهای تفریحی خارجی، کوه‌های جعبه‌های قرمز، بحران‌ها، شرایط اضطراری و وحشت نیاز داریم!

منبع: Yes, Minister Season 1

Others huddled together at a meeting and sent out a new deputation of trusty men, this time to the mining company, to the engineer.

دیگران در یک جلسه دور هم جمع شدند و یک هیئت نمایندگی جدید از مردان مورد اعتماد را برای این بار به شرکت معدن و مهندس فرستادند.

منبع: The Growth of the Earth (Part 2)

May I remind you, Minister. You are seeing a deputation from the TUC in 15 minutes, from the CBI half an hour after that, and from the NEB at 12 noon.

لطفاً به یاد داشته باشید، وزیر. شما در 15 دقیقه آینده یک هیئت نمایندگی از TUC را خواهید دید، از CBI نیم ساعت بعد و از NEB در ساعت 12 ظهر.

منبع: Yes, Minister Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید