derequisitions

[ایالات متحده]/dɛrˈɛkwɪzɪʃənz/
[بریتانیا]/dɛrˈɛkwɪzɪʃənz/

ترجمه

vt. آزاد کردن از درخواست
vi. لغو درخواست
n. بازگشت اموال درخواست شده

عبارات و ترکیب‌ها

derequisitions process

فرآیند سلب الزامات

derequisitions policy

سیاست سلب الزامات

derequisitions approval

تایید سلب الزامات

derequisitions request

درخواست سلب الزامات

derequisitions form

فرم سلب الزامات

derequisitions guidelines

دستورالعمل‌های سلب الزامات

derequisitions review

بررسی سلب الزامات

derequisitions system

سیستم سلب الزامات

derequisitions status

وضعیت سلب الزامات

derequisitions notification

اطلاع‌رسانی سلب الزامات

جملات نمونه

derequisitions are necessary for the project to proceed.

حذف الزامی‌ها برای پیشرفت پروژه ضروری است.

the team submitted the derequisitions to the management.

تیم الزامی‌ها را به مدیریت ارائه داد.

we need to review the derequisitions before the deadline.

ما باید الزامی‌ها را قبل از مهلت بررسی کنیم.

understanding derequisitions can help in efficient resource management.

درک الزامی‌ها می‌تواند به مدیریت کارآمد منابع کمک کند.

the derequisitions process was smoother than expected.

فرآیند الزامی‌ها روان‌تر از حد انتظار بود.

they faced challenges while filing the derequisitions.

آنها هنگام ثبت‌نام الزامی‌ها با مشکلاتی روبرو شدند.

proper documentation is essential for successful derequisitions.

مستندسازی مناسب برای الزامی‌های موفق ضروری است.

we discussed the implications of the derequisitions during the meeting.

ما پیامدهای الزامی‌ها را در طول جلسه مورد بحث قرار دادیم.

the derequisitions must be approved by the board.

الزامی‌ها باید توسط هیئت مدیره تایید شود.

timely derequisitions can lead to better project outcomes.

الزامی‌های به موقع می‌تواند منجر به نتایج بهتر پروژه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید