requisitions

[ایالات متحده]/ˌrɛkwɪˈzɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌrɛkwɪˈzɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درخواست‌های رسمی برای املاک یا مواد؛ درخواست‌ها
v. به‌طور رسمی خواستن یا تصرف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

purchase requisitions

درخواست‌های خرید

material requisitions

درخواست‌های مواد

requisitions process

فرآیند درخواست‌ها

requisitions form

فرم درخواست

requisitions approval

تایید درخواست

urgent requisitions

درخواست‌های فوری

requisitions tracking

ردیابی درخواست‌ها

requisitions report

گزارش درخواست

requisitions review

بررسی درخواست

requisitions system

سیستم درخواست

جملات نمونه

the company processes all requisitions promptly.

شرکت تمام درخواست‌ها را به سرعت پردازش می‌کند.

employees must submit their requisitions before the deadline.

کارمندان باید درخواست‌های خود را قبل از مهلت مقرر ارسال کنند.

requisitions for new equipment need approval from management.

درخواست‌های تجهیزات جدید نیاز به تاییدیه از مدیریت دارد.

tracking requisitions helps improve inventory management.

ردیابی درخواست‌ها به بهبود مدیریت موجودی کمک می‌کند.

the requisitions were reviewed during the weekly meeting.

درخواست‌ها در طول جلسه هفتگی بررسی شدند.

she is responsible for processing all purchase requisitions.

او مسئولیت پردازش تمام درخواست‌های خرید را بر عهده دارد.

requisitions must be filled out accurately to avoid delays.

درخواست‌ها باید به طور دقیق پر شوند تا از تاخیر جلوگیری شود.

he submitted several requisitions for office supplies.

او چندین درخواست برای لوازم التحریر ارسال کرد.

requisitions can be tracked online for transparency.

می‌توان درخواست‌ها را به صورت آنلاین برای شفافیت ردیابی کرد.

they are reviewing the requisitions for the upcoming project.

آنها درخواست‌ها را برای پروژه آتی بررسی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید