dermatome

[ایالات متحده]/ˈdɜːməˌtəʊm/
[بریتانیا]/ˈdɜrməˌtoʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری جراحی که برای برش ورقه‌های نازک پوست استفاده می‌شود؛ تکه‌ای از پوست که برای پیوند برداشته می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dermatome map

نقشه درماتوم

dermatome pain

درد درماتوم

dermatome area

ناحیه درماتوم

dermatome testing

تست درماتوم

dermatome levels

سطوح درماتوم

dermatome function

عملکرد درماتوم

dermatome supplies

تجهیزات درماتوم

dermatome sensation

احساس درماتوم

dermatome study

مطالعه درماتوم

dermatome incision

برش درماتوم

جملات نمونه

the dermatologist used a dermatome to harvest skin grafts.

پزشک متخصص پوست از درماتوم برای برداشتن پیوند پوستی استفاده کرد.

understanding the dermatome map is essential for pain management.

درک نقشه درماتوم برای مدیریت درد ضروری است.

after the surgery, the patient had to monitor the dermatome area.

پس از جراحی، بیمار باید ناحیه درماتوم را زیر نظر داشته باشد.

the nurse explained how the dermatome works during the procedure.

پرستار نحوه عملکرد درماتوم را در طول روش توضیح داد.

each dermatome corresponds to a specific spinal nerve root.

هر درماتوم با یک ریشه عصبی خاص نخاع مطابقت دارد.

injuries to the dermatome can lead to sensory loss.

آسیب به درماتوم می تواند منجر به از دست دادن حس شود.

he learned about the importance of the dermatome in medical training.

او در مورد اهمیت درماتوم در آموزش پزشکی یاد گرفت.

the doctor marked the dermatome areas before the operation.

پزشک مناطق درماتوم را قبل از عمل علامت گذاری کرد.

research on the dermatome can improve surgical outcomes.

تحقیقات در مورد درماتوم می تواند نتایج جراحی را بهبود بخشد.

patients often ask about the recovery of the dermatome after surgery.

بیماران اغلب در مورد بهبودی درماتوم پس از جراحی سوال می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید