derogated

[ایالات متحده]/ˈdɛrəɡeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈdɛrəˌɡeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. کم کردن یا کوچک شمردن \nvt. آسیب رساندن، کوچک شمردن یا افترا زدن

عبارات و ترکیب‌ها

derogated status

حالت تحقیرآمیز

derogated remarks

اظهارات تحقیرآمیز

derogated comments

نظرات تحقیرآمیز

derogated reputation

شهرت تحقیرآمیز

derogated treatment

رفتار تحقیرآمیز

derogated behavior

رفتار تحقیرآمیز

derogated opinion

نظر تحقیرآمیز

derogated attitude

نگاه تحقیرآمیز

derogated view

دیدگاه تحقیرآمیز

derogated actions

اقدامات تحقیرآمیز

جملات نمونه

his comments derogated the efforts of the team.

اظهارات او تلاش‌های تیم را تحقیرآمیز جلوه داد.

she felt that her achievements were derogated by her peers.

او احساس کرد که دستاوردهای او توسط همسالانش تحقیر شده است.

it is unprofessional to derogate someone's work.

تحقیر کردن کار کسی غیرحرفه ای است.

they derogated the importance of the project during the meeting.

آنها در طول جلسه اهمیت پروژه را تحقیر کردند.

his remarks derogated the contributions of women in science.

اظهارات او نقش زنان در علم را تحقیرآمیز جلوه داد.

we should not derogate the efforts of volunteers.

نباید تلاش‌های داوطلبان را تحقیر کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید