derogating

[ایالات متحده]/dɪˈrɒɡeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈroʊɡeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. کاهش یافتن یا کوچک شمردن\nvt. آسیب رساندن، تحقیر کردن یا افترا زدن

عبارات و ترکیب‌ها

derogating remarks

اظهارات تحقیرآمیز

derogating comments

نظرات تحقیرآمیز

derogating language

زبان تحقیرآمیز

derogating behavior

رفتار تحقیرآمیز

derogating attitude

نگاه تحقیرآمیز

derogating statements

بیانات تحقیرآمیز

derogating views

دیدگاه‌های تحقیرآمیز

derogating opinions

نظرات تحقیرآمیز

derogating criticism

انتقادات تحقیرآمیز

جملات نمونه

his comments were derogating towards the team's efforts.

اظهارات او تحقیرآمیز بود و به تلاش های تیم اشاره داشت.

she felt that his derogating remarks were unjustified.

او احساس کرد که اظهارات تحقیرآمیز او غیرمنصفانه بود.

the article was criticized for derogating the achievements of others.

مقاله به خاطر تحقیر دستاوردهای دیگران مورد انتقاد قرار گرفت.

derogating language can harm relationships in the workplace.

زبان تحقیرآمیز می تواند روابط در محل کار را آسیب برساند.

he was known for derogating his competitors in public.

او به خاطر تحقیر رقبای خود در ملا عام شناخته می شد.

using derogating terms can lead to misunderstandings.

استفاده از اصطلاحات تحقیرآمیز می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

her derogating attitude made it difficult to collaborate.

حرف و عمل تحقیرآمیز او همکاری را دشوار کرد.

they accused him of derogating the company's reputation.

آنها او را به خاطر تحقیر وجهه شرکت متهم کردند.

derogating comments have no place in constructive criticism.

اظهارات تحقیرآمیز جایگاهی در انتقاد سازنده ندارند.

she avoided derogating her peers during discussions.

او از تحقیر همکاران خود در طول بحث ها خودداری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید