derriss effect
اثر درریس
derriss method
روش درریس
derriss analysis
تجزیه و تحلیل درریس
derriss model
مدل درریس
derriss theory
نظریه درریس
derriss principle
اصل درریس
derriss process
فرآیند درریس
derriss framework
چارچوب درریس
derriss technique
تکنیک درریس
derriss application
کاربرد درریس
she derriss the old furniture to make space for new items.
او مبلمان قدیمی را از بین برد تا فضایی برای وسایل جدید ایجاد کند.
the storm derriss the roof of the house, causing leaks.
طوفان باعث آسیب به سقف خانه شد و باعث نشت شد.
he derriss the contract to ensure all terms were clear.
او قرارداد را بررسی کرد تا مطمئن شود که تمام شرایط واضح هستند.
the artist derriss the canvas to create a unique texture.
هنرمند بوم نقاشی را آماده کرد تا بافت منحصر به فردی ایجاد کند.
they derriss the walls to prepare for painting.
آنها دیوارها را آماده کردند تا برای نقاشی آماده شوند.
after the argument, she derriss their friendship.
پس از بحث، او دوستی آنها را از بین برد.
the renovation team derriss the old tiles before installing new ones.
تیم بازسازی قبل از نصب کاشی های جدید، کاشی های قدیمی را از بین برد.
he derriss the proposal to highlight its flaws.
او پیشنهاد را بررسی کرد تا نقاط ضعف آن را برجسته کند.
the critics derriss the movie for its poor storyline.
منتقدان فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن مورد انتقاد قرار دادند.
she derriss the outdated policies during the meeting.
او سیاست های قدیمی را در طول جلسه مورد انتقاد قرار داد.
derriss effect
اثر درریس
derriss method
روش درریس
derriss analysis
تجزیه و تحلیل درریس
derriss model
مدل درریس
derriss theory
نظریه درریس
derriss principle
اصل درریس
derriss process
فرآیند درریس
derriss framework
چارچوب درریس
derriss technique
تکنیک درریس
derriss application
کاربرد درریس
she derriss the old furniture to make space for new items.
او مبلمان قدیمی را از بین برد تا فضایی برای وسایل جدید ایجاد کند.
the storm derriss the roof of the house, causing leaks.
طوفان باعث آسیب به سقف خانه شد و باعث نشت شد.
he derriss the contract to ensure all terms were clear.
او قرارداد را بررسی کرد تا مطمئن شود که تمام شرایط واضح هستند.
the artist derriss the canvas to create a unique texture.
هنرمند بوم نقاشی را آماده کرد تا بافت منحصر به فردی ایجاد کند.
they derriss the walls to prepare for painting.
آنها دیوارها را آماده کردند تا برای نقاشی آماده شوند.
after the argument, she derriss their friendship.
پس از بحث، او دوستی آنها را از بین برد.
the renovation team derriss the old tiles before installing new ones.
تیم بازسازی قبل از نصب کاشی های جدید، کاشی های قدیمی را از بین برد.
he derriss the proposal to highlight its flaws.
او پیشنهاد را بررسی کرد تا نقاط ضعف آن را برجسته کند.
the critics derriss the movie for its poor storyline.
منتقدان فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن مورد انتقاد قرار دادند.
she derriss the outdated policies during the meeting.
او سیاست های قدیمی را در طول جلسه مورد انتقاد قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید