desexed

[ایالات متحده]/dɪˈsɛkst/
[بریتانیا]/dɪˈsɛkst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناتوان کردن یک حیوان از تولید مثل؛ برداشتن اندام‌های جنسی از یک حیوان

عبارات و ترکیب‌ها

desexed pets

حیوانات خانگی عقیم شده

desexed animals

حیوانات عقیم شده

desexed cats

گربه های عقیم شده

desexed dogs

سگ های عقیم شده

desexed males

نرین های عقیم شده

desexed females

مادینه های عقیم شده

desexed pets' health

سلامتی حیوانات خانگی عقیم شده

desexed breeding

پرورش عقیم شده

desexed status

وضعیت عقیم شده

desexed population

جمعیت عقیم شده

جملات نمونه

the cat was desexed to prevent unwanted litters.

گربه برای جلوگیری از توله‌های ناخواسته عقیم شد.

it's important to have desexed pets for population control.

داشتن حیوانات خانگی عقیم‌شده برای کنترل جمعیت مهم است.

desexed dogs tend to be calmer and less aggressive.

سگ‌های عقیم‌شده معمولاً آرام‌تر و کمتر تهاجمی هستند.

she decided to have her rabbit desexed for health reasons.

او تصمیم گرفت به دلیل مسائل بهداشتی، خرگوش خود را عقیم کند.

after being desexed, the dog showed less territorial behavior.

پس از عقیم شدن، سگ رفتارهای سرزمینی کمتری نشان داد.

many pet owners choose to have their animals desexed.

بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی انتخاب می‌کنند حیوانات خود را عقیم کنند.

desexed pets often have longer, healthier lives.

حیوانات خانگی عقیم‌شده اغلب عمر طولانی‌تر و سالم‌تری دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید