deshabille

[ایالات متحده]/ˌdeɪʃəˈbiːl/
[بریتانیا]/ˌdeɪʃəˈbɪl/

ترجمه

n. حالت پوشیدن به صورت غیررسمی یا بی‌توجه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

in deshabille

در حالت نیمه‌عریان

deshabille style

سبک دوشابیل

deshabille look

ظاهر دوشابیل

deshabille attire

لباس دوشابیل

deshabille fashion

مد دوشابیل

deshabille mode

حالت دوشابیل

deshabille appearance

ظاهر دوشابیل

casual deshabille

دوشابیل غیررسمی

deshabille vibe

فضای دوشابیل

chic deshabille

دوشابیل شیک

جملات نمونه

she walked around the house in a state of deshabille.

او در حالی که لباس زیادی به تن نداشت، در اطراف خانه قدم زد.

his deshabille was quite shocking at the party.

لختگی او در مهمانی بسیار تکان دهنده بود.

after a long day, i prefer to relax in deshabille.

بعد از یک روز طولانی، ترجیح می دهم در حالت نیمه عریان استراحت کنم.

she was caught in deshabille when the guests arrived.

وقتی مهمانان رسیدند، او را در حالی که لباس زیادی به تن نداشت، گرفتند.

he felt comfortable in his deshabille attire.

او در لباس نیمه عریان خود احساس راحتی می کرد.

her deshabille style was a topic of conversation.

سبک لباس نیمه عریان او موضوع بحث بود.

in the morning, i often find myself in deshabille.

صبح ها اغلب خودم را در حالت نیمه عریان می بینم.

his deshabille look was more casual than expected.

ظاهر نیمه عریان او غیرمنتظره تر از حد معمول بود.

she prefers to work from home in deshabille.

او ترجیح می دهد در حالت نیمه عریان از خانه کار کند.

deshabille is often seen as a sign of relaxation.

لختگی اغلب به عنوان نشانه ای از آرامش تلقی می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید