deskman

[ایالات متحده]/ˈdeskmæn/
[بریتانیا]/ˈdeskmæn/

ترجمه

n. کارمند دفتر؛ ویراستار گزارشگر
شکل‌های واژه
جمعdeskmen

عبارات و ترکیب‌ها

the deskman

کارمند میز

a deskman

یک کارمند میز

deskman job

وظیفه کارمند میز

senior deskman

کارمند میز معتبر

junior deskman

کارمند میز جوان

chief deskman

سر کارمند میز

deskman duties

وظایف کارمند میز

night deskman

کارمند میز شب

deskman position

موقعیت کارمند میز

deskman salary

حقوق کارمند میز

جملات نمونه

the deskman greeted the guests warmly at the hotel lobby.

کارمند راکد با گرما به مهمانان در راهروی هتل خوش آمد گویی کرد.

the deskman efficiently processed the check-in requests.

کارمند راکد درخواست‌های ورود را به طور کارآمد پردازش کرد.

a helpful deskman directed me to the conference room.

یک کارمند راکد مفید من را به اتاق کنفرانس هدایت کرد.

the deskman at the front desk answered all my questions patiently.

کارمند راکد در راکد جلویی تمام سوالات من را با صبر پاسخ داد.

the hotel deskman recommended an excellent restaurant nearby.

کارمند راکد هتل یک رستوران عالی در نزدیکی را توصیه کرد.

the deskman managed the reservation system with ease.

کارمند راکد به راحتی سیستم رزرو را مدیریت کرد.

i asked the deskman for extra towels and clean linens.

من از کارمند راکد برای دوختن لیف‌های اضافی و لیف‌های تمیز درخواست کردم.

the deskman apologized for the delay in room availability.

کارمند راکد به دلیل تاخیر در در دسترس بودن اتاق عذرخواهی کرد.

the night deskman worked quietly while others slept.

کارمند راکد شب در حال کار کردن به طور خفیه در حالی که دیگران خوابیده بودند.

the deskman skillfully handled the angry customer's complaint.

کارمند راکد شکایت مشتری خشمگین را به طور ماهرانه مدیریت کرد.

the deskman maintained a professional demeanor throughout the shift.

کارمند راکد در طول شیفت خود رفتار حرفه‌ای را حفظ کرد.

a friendly deskman offered complimentary breakfast to the guests.

یک کارمند راکد دوستانه به مهمانان صبحانه رایگان ارائه داد.

the deskman coordinated with housekeeping for immediate room service.

کارمند راکد با پرسنل تمیز کردن هماهنگی برای خدمات اتاق فوری انجام داد.

the experienced deskman solved the booking error within minutes.

کارمند راکد با تجربه خطا در رزرو را در کمتر از یک دقیقه حل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید