the deskman
کارمند میز
two deskmen
دو کارمند میز
senior deskmen
کارمندان میز معتبر
junior deskmen
کارمندان میز جوان
duty deskmen
کارمندان میز مأمور
city deskmen
کارمندان میز شهر
copy deskmen
کارمندان میز نسخه
sports deskmen
کارمندان میز ورزش
chief deskman
سر کارمند میز
experienced deskmen
کارمندان میز تجربهدار
senior deskmen often mentor new employees in the office.
کارمندان سطح بالا معمولاً کارکنان جدید را در دفتر راهنمایی میکنند.
the deskmen's union negotiated better working conditions.
اتحاد کارگران دسکمن به بهبود شرایط کاری دست یافت.
several deskmen were promoted to management positions.
چند نفر از دسکمنها به مقامات مدیریتی منصوب شدند.
the deskmen maintained organized filing systems throughout the department.
دسکمنها سیستمهای فایلبندی منظمی در سراسر بخش حفظ کردند.
two deskmen were assigned to the new project.
دو نفر از دسکمنها به پروژه جدید منصوب شدند.
the deskmen worked overtime to meet the important deadline.
دسکمنها برای رعایت مهلت مهم، کار اضافی انجام دادند.
the head deskman coordinates the team's daily activities effectively.
دبیر اصلی دسکمن فعالیتهای روزانه تیم را به طور مؤثر هماهنگ میکند.
deskmen must possess strong organizational and communication skills.
دسکمنها باید مهارتهای سازماندهی و ارتباط قوی داشته باشند.
the deskmen attended the mandatory training session this morning.
دسکمنها امروز صبح در جلسه آموزشی اجباری حضور یافتند.
several deskmen requested flexible working hours from their supervisor.
چند نفر از دسکمنها از معاون خود درخواست ساعات کاری انعطافپذیر کردند.
the deskmen collaborated on the comprehensive quarterly report.
دسکمنها در تهیه گزارش فصلی جامع همکاری کردند.
experienced deskmen processed the complex paperwork with ease.
دسکمنهای تجربهدار کارهای پیچیده را به راحتی پردازش کردند.
the deskman
کارمند میز
two deskmen
دو کارمند میز
senior deskmen
کارمندان میز معتبر
junior deskmen
کارمندان میز جوان
duty deskmen
کارمندان میز مأمور
city deskmen
کارمندان میز شهر
copy deskmen
کارمندان میز نسخه
sports deskmen
کارمندان میز ورزش
chief deskman
سر کارمند میز
experienced deskmen
کارمندان میز تجربهدار
senior deskmen often mentor new employees in the office.
کارمندان سطح بالا معمولاً کارکنان جدید را در دفتر راهنمایی میکنند.
the deskmen's union negotiated better working conditions.
اتحاد کارگران دسکمن به بهبود شرایط کاری دست یافت.
several deskmen were promoted to management positions.
چند نفر از دسکمنها به مقامات مدیریتی منصوب شدند.
the deskmen maintained organized filing systems throughout the department.
دسکمنها سیستمهای فایلبندی منظمی در سراسر بخش حفظ کردند.
two deskmen were assigned to the new project.
دو نفر از دسکمنها به پروژه جدید منصوب شدند.
the deskmen worked overtime to meet the important deadline.
دسکمنها برای رعایت مهلت مهم، کار اضافی انجام دادند.
the head deskman coordinates the team's daily activities effectively.
دبیر اصلی دسکمن فعالیتهای روزانه تیم را به طور مؤثر هماهنگ میکند.
deskmen must possess strong organizational and communication skills.
دسکمنها باید مهارتهای سازماندهی و ارتباط قوی داشته باشند.
the deskmen attended the mandatory training session this morning.
دسکمنها امروز صبح در جلسه آموزشی اجباری حضور یافتند.
several deskmen requested flexible working hours from their supervisor.
چند نفر از دسکمنها از معاون خود درخواست ساعات کاری انعطافپذیر کردند.
the deskmen collaborated on the comprehensive quarterly report.
دسکمنها در تهیه گزارش فصلی جامع همکاری کردند.
experienced deskmen processed the complex paperwork with ease.
دسکمنهای تجربهدار کارهای پیچیده را به راحتی پردازش کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید