desksides

[ایالات متحده]//ˈdesk.saɪdz//
[بریتانیا]//ˈdesk.saɪdz//

ترجمه

n. جلسات کوتاه و غیررسمی که معمولاً بین نماینده روابط عمومی و یک گزارشگر اخبار در یک میز یا دفتر برگزار می‌شود.

جملات نمونه

i keep my desksides tidy with minimal decoration.

من بازیگاه‌هایم را با دکوراسیون مینیمال تمیز می‌کنم.

the cluttered desksides distracted him from his work.

بازیگاه‌های پر از چیزهای پراکنده او را از کارش منحرف کرد.

she arranged her desksides with family photos and plants.

او با عکس‌های خانوادگی و گیاهان بازیگاه‌هایش را تنظیم کرد.

the spacious desksides provided enough room for his laptop and books.

بازیگاه‌های گسترده کافی فضایی برای لپ‌تاپ و کتاب‌های او فراهم کرد.

he prefers a minimalist approach to his desksides setup.

او بهترین روش برای تنظیم بازیگاه‌هایش را با رویکرد مینیمالیست می‌پسندد.

the office manager emphasized the importance of organized desksides.

مدیر اداره اهمیت تنظیم بازیگاه‌ها را تاکید کرد.

her creative desksides inspired her to write better poetry.

بازیگاه‌های خلاقانه‌اش او را تشویق به نوشتن شعر بهتر کرد.

the modern desksides feature built-in cable management system.

بازیگاه‌های مدرن دارای سیستم مدیریت کابل‌های داخلی هستند.

the traditional wooden desksides added elegance to the room.

بازیگاه‌های چوبی سنتی زیبایی به اتاق اضافه کرد.

he cleared his desksides before starting the important project.

او قبل از شروع پروژه مهم بازیگاه‌هایش را تمیز کرد.

the ergonomically designed desksides reduced his back pain.

بازیگاه‌های طراحی شده از نظر ارگونومی درد پشت او را کاهش داد.

natural light illuminated her colorful desksides arrangement.

نور طبیعی تنظیم رنگی بازیگاه‌های او را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید