despicable

[ایالات متحده]/dɪˈspɪkəbl/
[بریتانیا]/dɪˈspɪkəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شایسته تحقیر، لایق سرزنش

جملات نمونه

Ingratitude is a despicable vice.

بی‌وجدان بودن یک خصلت ناپسند است.

It is despicable to desert your children.

رها کردن فرزندانتان ناپسند است.

the despicable manoeuvres of the politicians

محرکه‌های ناپسند سیاستمداران

It was an absolutely despicable thing to do.

یک کار کاملاً ناپسند بود.

Despicable concupiscent and moist the flower of latter-day industry.

میل‌های ناپسند و مرطوب کردن گل صنعت مدرن.

From beginning to end his conduct had been despicable and wicked.

از ابتدا تا انتها رفتار او ناپسند و شرورانه بوده است.

This is a despicable fraud. Just imagine that he has the effrontery to say it.

این یک کلاهبرداری ناپسند است. فقط تصور کنید که او جسارت دارد آن را بگوید.

These put on despicable airs “the human” hatefully, these bully the weak and fear the strong “the human” to be also same.

اینها با رفتارهای ناپسند خود، به شکل نفرت انگیزانه، افراد ضعیف را تحقیر می کنند و از افراد قوی می ترسند تا خودشان هم همین باشند.

They become embroiled in a despicable warlord's efforts to bring the Dragon Emperor (Jet Li) back to life so he can reawaken his army and unify China.

آنها در تلاش های یک جنگجوی ناپسند برای زنده کردن امپراتور اژدها (جت لی) گرفتار می شوند تا بتواند ارتش خود را دوباره بیدار کرده و چین را متحد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید