desquamates

[ایالات متحده]/dɛsˈkwɒmeɪts/
[بریتانیا]/dɛsˈkwɑːmeɪts/

ترجمه

vt. لایه بیرونی پوست را ریختن یا حذف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

skin desquamates

پوست پوسته می‌شود

epidermis desquamates

اپیدرم پوسته می‌شود

layer desquamates

لایه پوسته می‌شود

cell desquamates

سلول پوسته می‌شود

surface desquamates

سطح پوسته می‌شود

skin layer desquamates

لایه پوست پوسته می‌شود

stratum desquamates

استراتوم پوسته می‌شود

epithelial desquamates

اپیتلیال پوسته می‌شود

dermal desquamates

درمال پوسته می‌شود

tissue desquamates

بافت پوسته می‌شود

جملات نمونه

the skin desquamates after a sunburn.

پوست پس از آفتاب سوختگی، پوسته‌پ پوسته‌ می‌شود.

as the wound heals, it desquamates naturally.

همانطور که زخم التیام می‌یابد، به طور طبیعی پوسته‌پ پوسته‌ می‌شود.

in winter, my skin often desquamates due to dryness.

در زمستان، پوست من اغلب به دلیل خشکی پوسته‌پ پوسته‌ می‌شود.

after the treatment, the affected area desquamates.

پس از درمان، ناحیه آسیب دیده پوسته‌پ پوسته‌ می‌شود.

some fish species desquamate to adapt to their environment.

برخی از گونه‌های ماهی برای سازگاری با محیط خود پوسته‌پ پوسته‌ می‌شوند.

the dermatologist explained how the skin desquamates.

پوست‌شناس توضیح داد که پوست چگونه پوسته‌پ پوسته‌ می‌شود.

young children often desquamate more than adults.

کودکان اغلب بیشتر از بزرگسالان پوسته‌پ پوسته‌ می‌شوند.

excessive exfoliation can cause the skin to desquamate.

لایه برداری بیش از حد می‌تواند باعث شود پوست پوسته‌پ پوسته‌ شود.

when the weather changes, my scalp desquamates.

وقتی هوا تغییر می‌کند، پوست سر من پوسته‌پ پوسته‌ می‌شود.

the plant's leaves desquamate in the autumn.

برگ‌های گیاه در پاییز پوسته‌پ پوسته‌ می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید