dessiatine

[ایالات متحده]/dɛsɪəˌtiːn/
[بریتانیا]/dɛsɪəˌtin/

ترجمه

n. یک واحد مساحت روسی (=2.7 هکتار)؛ یک واحد مساحت روسی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

dessiatine measurement

اندازه گیری دسياتین

dessiatine land

زمین دسياتین

one dessiatine

یک دسياتین

dessiatine area

مساحت دسياتین

dessiatine value

ارزش دسياتین

dessiatine conversion

تبدیل دسياتین

dessiatine plot

قطعه زمین دسياتین

dessiatine size

اندازه دسياتین

dessiatine yield

عملکرد دسياتین

dessiatine farming

کشاورزی دسياتین

جملات نمونه

she decided to add a dash of dessiatine to her recipe.

او تصمیم گرفت مقدار کمی دسیا تین را به دستور غذای خود اضافه کند.

the chef recommended using dessiatine for a unique flavor.

سرآشپز استفاده از دسیا تین برای طعم منحصر به فرد توصیه کرد.

he was surprised by the taste of the dish with dessiatine.

او از طعم غذایی که با دسیا تین تهیه شده بود، شگفت زده شد.

many people are unaware of the benefits of dessiatine.

بسیاری از مردم از فواید دسیا تین آگاه نیستند.

she prefers to use natural ingredients like dessiatine.

او ترجیح می دهد از مواد طبیعی مانند دسیا تین استفاده کند.

adding dessiatine can enhance the overall dish presentation.

اضافه کردن دسیا تین می تواند ظاهر کلی غذا را بهبود بخشد.

he learned how to cook with dessiatine from a cookbook.

او از یک کتاب آشپزی یاد گرفت که چگونه با دسیا تین آشپزی کند.

her dessert was elevated by the inclusion of dessiatine.

دسرهای او با وجود دسیا تین ارتقا یافت.

they were excited to discover new recipes featuring dessiatine.

آنها از کشف دستور العمل های جدید با دسیا تین هیجان زده شدند.

he often experiments with different flavors, including dessiatine.

او اغلب با طعم های مختلف، از جمله دسیا تین، آزمایش می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید