economic destabilizers
نافعان اقتصادی
political destabilizers
نافعان سیاسی
regional destabilizers
نافعان منطقهای
prevent destabilizers
جلوگیری از نافعین
counter destabilizers
مقابله با نافعین
identifying destabilizers
شناسایی نافعین
address destabilizers
رسیدگی به نافعین
major destabilizers
نافعان بزرگ
potential destabilizers
نافعان بالقوه
political destabilizers threaten the stability of the government.
چشم انداز سیاسی پر از عوامل بیثباتکننده است که برنامهریزی بلندمدت را دشوار میکند.
economic destabilizers can cause inflation and recession.
عوامل بیثباتکننده خارجی اغلب از شکافهای اجتماعی موجود برای کسب نفوذ استفاده میکنند.
social destabilizers often lead to protests and unrest.
ما باید عوامل بیثباتکننده بالقوه را در داخل سازمان شناسایی و کاهش دهیم.
the destabilizers of peace must be addressed immediately.
عوامل بیثباتکننده اقتصادی مانند تورم میتوانند به طور قابل توجهی بر هزینههای مصرفکننده تأثیر بگذارند.
foreign powers act as destabilizers in the region.
گزارش به چندین عامل بیثباتکننده که به بیثباتی منطقه کمک میکنند، اشاره کرد.
we must identify potential destabilizers before they cause harm.
حملات سایبری به طور فزایندهای به عنوان عوامل بیثباتکننده مهم در روابط بینالملل شناخته میشوند.
major destabilizers include corruption and inequality.
رسیدگی به علل ریشهای منازعات برای حذف عوامل بیثباتکننده بسیار مهم است.
hidden destabilizers can undermine national security.
دولت به دنبال مقابله با عوامل بیثباتکننده تهدید کننده امنیت کشور بود.
dangerous destabilizers require immediate government action.
کمپینهای اطلاعات نادرست میتوانند به عنوان عوامل بیثباتکننده قدرتمند در فرآیندهای دموکراتیک عمل کنند.
strategic destabilizers are used in modern warfare.
درک انگیزههای عوامل بیثباتکننده برای توسعه استراتژیهای مؤثر کلیدی است.
the media can be both stabilizers and destabilizers of public opinion.
حضور گروههای مسلح میتواند یک عامل بیثباتکننده بزرگ در دولتهای شکننده باشد.
economic destabilizers
نافعان اقتصادی
political destabilizers
نافعان سیاسی
regional destabilizers
نافعان منطقهای
prevent destabilizers
جلوگیری از نافعین
counter destabilizers
مقابله با نافعین
identifying destabilizers
شناسایی نافعین
address destabilizers
رسیدگی به نافعین
major destabilizers
نافعان بزرگ
potential destabilizers
نافعان بالقوه
political destabilizers threaten the stability of the government.
چشم انداز سیاسی پر از عوامل بیثباتکننده است که برنامهریزی بلندمدت را دشوار میکند.
economic destabilizers can cause inflation and recession.
عوامل بیثباتکننده خارجی اغلب از شکافهای اجتماعی موجود برای کسب نفوذ استفاده میکنند.
social destabilizers often lead to protests and unrest.
ما باید عوامل بیثباتکننده بالقوه را در داخل سازمان شناسایی و کاهش دهیم.
the destabilizers of peace must be addressed immediately.
عوامل بیثباتکننده اقتصادی مانند تورم میتوانند به طور قابل توجهی بر هزینههای مصرفکننده تأثیر بگذارند.
foreign powers act as destabilizers in the region.
گزارش به چندین عامل بیثباتکننده که به بیثباتی منطقه کمک میکنند، اشاره کرد.
we must identify potential destabilizers before they cause harm.
حملات سایبری به طور فزایندهای به عنوان عوامل بیثباتکننده مهم در روابط بینالملل شناخته میشوند.
major destabilizers include corruption and inequality.
رسیدگی به علل ریشهای منازعات برای حذف عوامل بیثباتکننده بسیار مهم است.
hidden destabilizers can undermine national security.
دولت به دنبال مقابله با عوامل بیثباتکننده تهدید کننده امنیت کشور بود.
dangerous destabilizers require immediate government action.
کمپینهای اطلاعات نادرست میتوانند به عنوان عوامل بیثباتکننده قدرتمند در فرآیندهای دموکراتیک عمل کنند.
strategic destabilizers are used in modern warfare.
درک انگیزههای عوامل بیثباتکننده برای توسعه استراتژیهای مؤثر کلیدی است.
the media can be both stabilizers and destabilizers of public opinion.
حضور گروههای مسلح میتواند یک عامل بیثباتکننده بزرگ در دولتهای شکننده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید