destinations

[ایالات متحده]/ˌdɛstɪˈneɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌdɛstəˈneɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که مردم به آنجا می‌روند یا فرستاده می‌شوند؛ مقاصد یا اهداف؛ [نادر] نام‌گذاری یا انتصاب؛ [نادر] سرنوشت یا تقدیر

عبارات و ترکیب‌ها

travel destinations

مقاصد سفر

popular destinations

مقاصد محبوب

vacation destinations

مقاصد تعطیلات

tourist destinations

مقاصد توریستی

exotic destinations

مقاصد egzotic

dream destinations

مقاصد رویایی

romantic destinations

مقاصد رمانتیک

adventure destinations

مقاصد ماجراجویانه

cultural destinations

مقاصد فرهنگی

hidden destinations

مقاصد پنهان

جملات نمونه

traveling to new destinations can be exciting.

سفر به مقاصد جدید می‌تواند هیجان‌انگیز باشد.

some popular travel destinations are paris and new york.

برخی از مقاصد سفر محبوب پاریس و نیویورک هستند.

many tourists prefer beach destinations during summer.

بسیاری از گردشگران در طول تابستان مقاصد ساحلی را ترجیح می‌دهند.

our travel agency offers a variety of destinations.

آژانس سفر ما انواع مختلفی از مقاصد را ارائه می‌دهد.

adventure seekers often look for off-the-beaten-path destinations.

افراد ماجراجو اغلب به دنبال مقاصدی غیرمعمول هستند.

he has visited several historical destinations this year.

او امسال از چندین مقصد تاریخی بازدید کرده است.

they are planning a trip to exotic destinations.

آنها در حال برنامه‌ریزی برای سفر به مقاصد egzotic هستند.

traveling to remote destinations can be challenging.

سفر به مقاصد دورافتاده می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

popular destinations often have high accommodation prices.

مقاصد محبوب اغلب قیمت‌های اقامت بالایی دارند.

he dreams of visiting all the world's top destinations.

او رویای بازدید از تمام مقاصد برتر جهان را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید