destocked items
اقلام بدون موجودی
destocked products
محصولات بدون موجودی
destocked inventory
موجودی بدون موجودی
destocked goods
کالاها بدون موجودی
destocked supplies
تجهیزات بدون موجودی
destocked stock
ذخیره بدون موجودی
destocked items list
لیست اقلام بدون موجودی
destocked merchandise
کالاهای بدون موجودی
destocked warehouse
انبار بدون موجودی
destocked inventory report
گزارش موجودی بدون موجودی
the store has destocked many items to make room for new inventory.
فروشگاه اقلام زیادی را برای ایجاد فضای جدید برای موجودی جدید تخلیه کرده است.
after the sale, they destocked the remaining products quickly.
پس از فروش، آنها محصولات باقی مانده را به سرعت تخلیه کردند.
many retailers have destocked their shelves in anticipation of new arrivals.
بسیاری از خرده فروشان در انتظار ورود محصولات جدید، قفسه های خود را تخلیه کرده اند.
the restaurant destocked its menu to focus on seasonal dishes.
رستوران منوی خود را برای تمرکز بر غذاهای فصلی تخلیه کرد.
to improve cash flow, the business has destocked non-essential items.
برای بهبود جریان نقدی، کسب و کار اقلام غیر ضروری را تخلیه کرده است.
the fashion brand destocked last season's collection at a discount.
برند مد مجموعه فصل گذشته را با تخفیف تخلیه کرد.
they destocked the old furniture to make way for new pieces.
آنها مبلمان قدیمی را برای جایگزینی با قطعات جدید تخلیه کردند.
destocked items
اقلام بدون موجودی
destocked products
محصولات بدون موجودی
destocked inventory
موجودی بدون موجودی
destocked goods
کالاها بدون موجودی
destocked supplies
تجهیزات بدون موجودی
destocked stock
ذخیره بدون موجودی
destocked items list
لیست اقلام بدون موجودی
destocked merchandise
کالاهای بدون موجودی
destocked warehouse
انبار بدون موجودی
destocked inventory report
گزارش موجودی بدون موجودی
the store has destocked many items to make room for new inventory.
فروشگاه اقلام زیادی را برای ایجاد فضای جدید برای موجودی جدید تخلیه کرده است.
after the sale, they destocked the remaining products quickly.
پس از فروش، آنها محصولات باقی مانده را به سرعت تخلیه کردند.
many retailers have destocked their shelves in anticipation of new arrivals.
بسیاری از خرده فروشان در انتظار ورود محصولات جدید، قفسه های خود را تخلیه کرده اند.
the restaurant destocked its menu to focus on seasonal dishes.
رستوران منوی خود را برای تمرکز بر غذاهای فصلی تخلیه کرد.
to improve cash flow, the business has destocked non-essential items.
برای بهبود جریان نقدی، کسب و کار اقلام غیر ضروری را تخلیه کرده است.
the fashion brand destocked last season's collection at a discount.
برند مد مجموعه فصل گذشته را با تخفیف تخلیه کرد.
they destocked the old furniture to make way for new pieces.
آنها مبلمان قدیمی را برای جایگزینی با قطعات جدید تخلیه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید