destrier

[ایالات متحده]/dɪˈstrɪə/
[بریتانیا]/dɪˈstrɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسب جنگی، به ویژه یکی بزرگ و قوی
Word Forms
جمعdestriers

عبارات و ترکیب‌ها

noble destrier

اسب اصیل و نجیب

battle destrier

اسب جنگی

swift destrier

اسب زرنگ

war destrier

اسب جنگ

mighty destrier

اسب قدرتمند

loyal destrier

اسب وفادار

fierce destrier

اسب خشمگین

stately destrier

اسب باشکوه

valiant destrier

اسب دلیر

graceful destrier

اسب خوش‌نما

جملات نمونه

the knight rode his destrier into battle.

شوالیه بر روی اسب جنگجویش به سمت نبرد حرکت کرد.

a destrier is known for its strength and speed.

اسب جنگجو به خاطر قدرت و سرعتش شناخته می‌شود.

she chose a destrier for her jousting tournament.

او یک اسب جنگجو را برای مسابقه جوستینگ خود انتخاب کرد.

the destrier was well-trained for combat.

اسب جنگجو برای نبرد آموزش دیده بود.

in medieval times, a destrier was a symbol of nobility.

در قرون وسطی، یک اسب جنگجو نماد اشراف بود.

he admired the destrier's powerful build.

او از اندام قوی اسب جنگجو تحسین کرد.

riding a destrier requires skill and balance.

سوارکاری با اسب جنگجو نیاز به مهارت و تعادل دارد.

the destrier galloped across the open field.

اسب جنگجو در سراسر میدان باز تاخت.

her destrier was the fastest horse in the realm.

اسب جنگجوی او سریع‌ترین اسب در قلمرو بود.

he spent years training his destrier for the competition.

او سال‌ها برای مسابقه اسب جنگجوی خود آموزش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید