deterged

[ایالات متحده]/dɪˈtɜːdʒd/
[بریتانیا]/dɪˈtɜrdʒd/

ترجمه

vt. برای پاک کردن یا شستن کثیفی

عبارات و ترکیب‌ها

deterged surface

سطح شوسته

deterged area

منطقه شوسته

deterged items

وسایل شوسته

deterged cloth

پارچه شوسته

deterged equipment

تجهیزات شوسته

deterged surfaces

سطوح شوسته

deterged tools

ابزارهای شوسته

deterged materials

مواد شوسته

deterged products

محصولات شوسته

deterged solutions

راه حل های شوسته

جملات نمونه

after the clothes were deterged, they felt fresh and clean.

بعد از شستن لباس‌ها، احساس تازگی و تمیزی می‌کردند.

the team deterged the area before starting the project.

تیم منطقه را قبل از شروع پروژه تمیز کرد.

she deterged the old carpet to remove the stains.

او فرش قدیمی را برای از بین بردن لکه‌ها تمیز کرد.

it's important to have deterged equipment for safety.

برای ایمنی، داشتن تجهیزات تمیز ضروری است.

he deterged the car before the big trip.

او ماشین را قبل از سفر بزرگ تمیز کرد.

after the party, we deterged the house thoroughly.

بعد از مهمانی، ما خانه را به طور کامل تمیز کردیم.

the technician deterged the machinery to ensure it runs smoothly.

تکنسین ماشین‌آلات را تمیز کرد تا اطمینان حاصل شود که به درستی کار می‌کند.

she always deterges her makeup brushes after use.

او همیشه برس‌های آرایش خود را بعد از استفاده تمیز می‌کند.

they deterged the garden to prepare for planting.

آنها باغ را برای آماده شدن برای کاشت تمیز کردند.

the chef deterged the kitchen to maintain hygiene.

سرآشپز آشپزخانه را برای حفظ بهداشت تمیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید