determiners

[ایالات متحده]/dɪˈtɜːmɪnəz/
[بریتانیا]/dɪˈtɜːrmɪnərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلماتی که اسم‌ها را معرفی کرده و ارجاع آن‌ها را مشخص می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

some determiners

برخی از نقش‌افزایی‌ها

these determiners

این نقش‌افزایی‌ها

those determiners

آن نقش‌افزایی‌ها

my determiners

نقش‌افزایی‌های من

your determiners

نقش‌افزایی‌های شما

all determiners

تمام نقش‌افزایی‌ها

no determiners

هیچ نقش‌افزایی

any determiners

هر نقش‌افزایی

few determiners

چند نقش‌افزایی

several determiners

چندین نقش‌افزایی

جملات نمونه

determiners help clarify nouns in a sentence.

حروف تعریف به روشن کردن اسامی در یک جمله کمک می کنند.

many students struggle with using determiners correctly.

بسیاری از دانش آموزان در استفاده صحیح از حروف تعریف مشکل دارند.

some determiners indicate quantity or possession.

برخی از حروف تعریف نشان دهنده تعداد یا مالکیت هستند.

this book contains exercises on determiners.

این کتاب شامل تمریناتی در مورد حروف تعریف است.

each student must learn about determiners in grammar.

هر دانش آموزی باید در مورد حروف تعریف در گرامر بیاموزد.

those determiners can change the meaning of a sentence.

آن حروف تعریف می توانند معنای یک جمله را تغییر دهند.

my teacher explained the role of determiners in detail.

معلم من نقش حروف تعریف را به طور مفصل توضیح داد.

all determiners are essential for clear communication.

همه حروف تعریف برای برقراری ارتباط واضح ضروری هستند.

which determiners are used in this context?

کدام حروف تعریف در این زمینه استفاده می شوند؟

her essay included examples of various determiners.

مقاله او شامل نمونه هایی از حروف تعریف مختلف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید