detoxes

[ایالات متحده]/ˈdiːtɒksɪz/
[بریتانیا]/ˈdiːtɑːksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلینیک‌ها یا بخش‌ها برای درمان اعتیاد
v. حذف اعتیاد به مواد مخدر یا الکل

عبارات و ترکیب‌ها

daily detoxes

سم زدایی روزانه

weekly detoxes

سم زدایی هفتگی

seasonal detoxes

سم زدایی فصلی

juice detoxes

سم زدایی آبمیوه

herbal detoxes

سم زدایی گیاهی

cleanse detoxes

سم زدایی پاک کننده

detoxes program

برنامه سم زدایی

detoxes benefits

فواید سم زدایی

detoxes recipes

دستور العمل های سم زدایی

detoxes guide

راهنمای سم زدایی

جملات نمونه

she detoxes her body once a month.

او یک بار در ماه بدنش را سم زدایی می‌کند.

many people believe that detoxes improve their overall health.

بسیاری از مردم معتقدند که سم زدایی ها سلامت کلی آنها را بهبود می بخشد.

he often detoxes with a juice cleanse.

او اغلب با یک پاکسازی آبمیوه بدنش را سم زدایی می‌کند.

detoxes can help boost your energy levels.

سم زدایی ها می‌توانند به افزایش سطح انرژی شما کمک کنند.

she prefers natural detoxes over commercial products.

او ترجیح می‌دهد سم زدایی طبیعی را به محصولات تجاری ترجیح دهد.

regular detoxes can support liver function.

سم زدایی های منظم می توانند از عملکرد کبد پشتیبانی کنند.

he believes that detoxes can clear his mind.

او معتقد است که سم زدایی ها می توانند ذهن او را پاک کنند.

detoxes often include a variety of fruits and vegetables.

سم زدایی ها اغلب شامل انواع میوه ها و سبزیجات می شوند.

she has a routine that includes weekly detoxes.

او یک برنامه دارد که شامل سم زدایی هفتگی است.

many wellness retreats offer detoxes as part of their programs.

بسیاری از مراکز رفاهی، سم زدایی را به عنوان بخشی از برنامه های خود ارائه می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید