rids of
از شراد
rids pests
از آفات خلاص می شود
rids clutter
از شلوغی خلاص می شود
rids toxins
از سموم خلاص می شود
rids fears
از ترس ها خلاص می شود
rids stress
از استرس خلاص می شود
rids doubts
از تردیدها خلاص می شود
rids waste
از اتلاف جلوگیری می کند
rids problems
از مشکلات خلاص می شود
rids distractions
از حواس پرتی ها خلاص می شود
he rids himself of unnecessary stress.
او خود را از استرس غیرضروری خلاص میکند.
this method rids the house of pests.
این روش خانه را از آفات خلاص میکند.
she rids her closet of old clothes every season.
او هر فصل، کمد لباس خود را از لباسهای قدیمی خلاص میکند.
they rids the garden of weeds regularly.
آنها به طور منظم باغ را از علفهای هرز خلاص میکنند.
the new software rids the system of bugs.
نرمافزار جدید سیستم را از اشکالات خلاص میکند.
he rids his mind of negative thoughts.
او ذهن خود را از افکار منفی خلاص میکند.
this exercise rids the body of toxins.
این ورزش بدن را از سموم خلاص میکند.
she rids herself of distractions while studying.
او در حین مطالعه خود را از عوامل حواسپرتی خلاص میکند.
the program rids users of unwanted files.
این برنامه کاربران را از فایلهای ناخواسته خلاص میکند.
he rids the team of any doubts before the match.
او تیم را از هرگونه تردید قبل از مسابقه خلاص میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید