rids

[ایالات متحده]/rɪdz/
[بریتانیا]/rɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از یک بار یا چیز ناخواسته آزاد کردن؛ از چیزی رهایی یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

rids of

از شراد

rids pests

از آفات خلاص می شود

rids clutter

از شلوغی خلاص می شود

rids toxins

از سموم خلاص می شود

rids fears

از ترس ها خلاص می شود

rids stress

از استرس خلاص می شود

rids doubts

از تردیدها خلاص می شود

rids waste

از اتلاف جلوگیری می کند

rids problems

از مشکلات خلاص می شود

rids distractions

از حواس پرتی ها خلاص می شود

جملات نمونه

he rids himself of unnecessary stress.

او خود را از استرس غیرضروری خلاص می‌کند.

this method rids the house of pests.

این روش خانه را از آفات خلاص می‌کند.

she rids her closet of old clothes every season.

او هر فصل، کمد لباس خود را از لباس‌های قدیمی خلاص می‌کند.

they rids the garden of weeds regularly.

آنها به طور منظم باغ را از علف‌های هرز خلاص می‌کنند.

the new software rids the system of bugs.

نرم‌افزار جدید سیستم را از اشکالات خلاص می‌کند.

he rids his mind of negative thoughts.

او ذهن خود را از افکار منفی خلاص می‌کند.

this exercise rids the body of toxins.

این ورزش بدن را از سموم خلاص می‌کند.

she rids herself of distractions while studying.

او در حین مطالعه خود را از عوامل حواس‌پرتی خلاص می‌کند.

the program rids users of unwanted files.

این برنامه کاربران را از فایل‌های ناخواسته خلاص می‌کند.

he rids the team of any doubts before the match.

او تیم را از هرگونه تردید قبل از مسابقه خلاص می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید